خاصّه تأليف شده است ) 2 - بسيارى از رجال سند آنانى هستند كه در صحيح مسلم و بخارى نامشان ذكر شده است و مورد اعتماد قرار گرفتهاند 3 - حديثى است كه در جملهء حديث تواتر لفظى و در تفاصيل آن تواتر معنوى و در شئون آن تواتر اجمالى وجود دارد بنابراين انكار آن مثل انكار خورشيد است و ما بخاطر هماهنگى مخالف و موافق بر صحت تواتر اين داستان نظر بزرگان علماء را دربارهء صحت اين حديث مىآوريم و سپس علّامه امينى از 43 نفر از بزرگان اهل تسنن با ذكر مصادر آنها نقل مىكند حديث غدير را صحيح دانستهاند كه علاقمندان مى توانند به جلد اول الغدير مراجعه نمايند كه دو نمونه آن را توجه فرمائيد : 1 - ابن مغازلى شافعى متوفى 483 قال فى كتابه ( المناقب ) بعد روايته الحديث عن شيخه ابى القاسم الفضل بن محمّد الاصبهانى قال ابو القاسم هذا حديث صحيح عن رسول اللّه ( ص ) و قد رواه نحرمائة نفس منهم العشرة المبشّرة و هو حديث ثابت لا اعرف له علّة تفرّد علىّ بهذه الفضيلة لم يشركه فيها احد .
ابو الحسن بن مغازلى بعد از نقل حديث از استادش ابو القاسم بن فضل بن محمّد گويد : ابو القاسم گفت : اين حديث از رسول خدا صحيح است و آن را حدود 100 تن روايت كردهاند از جملهء آنها عشره مبشره است و اين حديثى ثابت است كه هيچ نقص ندارد ، على ( عليه السّلام ) مخصوص به اين فضيلت بوده هيچكس با او در اين فضيلت شريك نيست .
2 - ابو المظفر سبط بن الجوزى الحنفى متوفى 654 قال فى تذكرته صفحه 18 . عن البراء بن عازب و اسناده صحيح الى ان قال اتّفق علماء السّير على انّ قصة الغدير كانت بعد رجوع النّبى ( ص ) من حجّة الوداع فى الثّامن عشر من ذى حجّة جمع الصّحابة و كانوا مائة و عشيرين الفا سبط بن جوزى در تذكره خود بعد از نقل حديث غدير از طريق براء بن عازب گويد : اسناد آن صحيح است تا آنجا كه گويد علماء تاريخ متفقند كه داستان غدير بعد از بازگشت پيامبر ( ص ) از حجه الوداع در روز 18 ذى حجه بوده كه درميان جمع صحابه كه 120 هزار نفر بودند پيامبر ( ص ) فرموده : من كنت مولاه فعلى مولاه . . .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: رضا معراجي
ص١٢٨