تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
جا منتشر شد جابر بن نضر پيش پيامبر آمد و گفت : ما را به يگانگى خدا و رسالت خودت و نماز و روزه و زكات امر كردى پذيرفتيم به اين راضى نشدى و بازوى پسر عمويت را گرفته بلند كردى و بر همه ما برترى دادى و گفتى هركس من مولاى او هستم او هم مولاى اوست آيا اين كار از طرف تو است يا از طرف خدا ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست از طرف خداست جابر برگشت به طرف مركب خودش در حالى كه مىگفت : خدايا اگر پيامبر ( ص ) راست مىگويد سنگى از آسمان يا عذابى دردناك بر ما برسان . هنوز به شترش نرسيده بود كه سنگى بر سرش فرود آمد و از پايين او خارج شد و او را كشت و خداوند اين آيه را نازل نمود كه
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ .

52 - در حاشيه آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ

علّامه امينى نكاتى را ذيل داستان مذكور بيان مىكند از جمله 1 - اين جابر پسر نضر است كه در جنگ بدر اسير شد و به دستور پيامبر بخاطر عداوت شديدش توسط على ( ع ) اعدام شد لذا كينه حضرت را پسرش به‌دل داشت . سيره‌ى ابن هشام ( 2 / 286 ) ، تاريخ طبرى ( 2 / 286 ) ، تاريخ يعقوبى ( 2 / 34 ) ، 2 - در شخص آن اختلاف است علاوه‌بر جابر ابن نضر از حارث بن نعمان فهرى ، نعمان بن منذر فهرى ، نضر بن حارث ، حرث بن نعمان هم ذكر شده ولى بعيد نيست همين جابر بن نضر صحيح باشد زيرا پدرش همانطور كه گفته شده به دستور پيامبر اعدام شده بود . 3 - اين روايت به قدرى مشهور بوده كه ابن محمّد عونىّ غسّانى از شعراى قرن چهارم درباره آن شعر سروده است .
يقول رسول اللّه هذا الامّتى * هو اليوم ربّ ما قلت فاسمع فقال جحود ذو شقاق منافق * ينادى رسول اللّه من قلب موجع أعن ربنا هذا ام انت اختر عتّه ؟ * فقال معاذ اللّه لست بمبدع فقال عدو اللّه لا همّ ان يكن * كما قال حقّا بى عذابا فاوقع فعوجل من افق السماء بكفره * بجندلة فانكبّ ثاو بمصرع