هارون . »
دعبل بن على خزاعى در مرثيهء سيّد الشهدا ، گفته است :
رأس ابن بنت محمّد و وصيّه * يا للرّجال على قناة يرفع
« اى مردان ، سر فرزند دختر محمّد و وصيّش بر نيزه قرار گرفته است . »
ابو طيّب متنبى ، هنگامى كه او را سرزنش كردند كه چرا مدح اهل بيت را ترك كرده - چنانكه در ديوانش آمده - گفته است :
و تركت مدحى للوصىّ تعمّدا * اذ كان نورا مستطيلا شاملا
« من عمدا مدح وصىّ را ترك كردم ؛ زيرا او نورى عمودى و فراگير است . »
و اذا استطال الشّىء قام بنفسه * و صفات ضوء الشّمس تذهب باطلا
« هنگامى كه چيزى قدرت يافت ، بر پاى خود مىايستد ( نياز به كمك ندارد ) و توصيف نور خورشيد بيهوده سخن گفتن است . »
و نيز در مدح و ستايش ابو القاسم طاهر بن حسين بن طاهر علوى - چنانكه در ديوانش آمده - گفته است :
هو ابن رسول اللّه و ابن وصيّه * و شبههما شبهت بعد التّجارب
« او پسر رسول خدا و پسر وصىّ اوست و مانند آنها ، پس از تجربه ، به تشبيه مىآيد . » و بسيارى از اشعار ديگر كه قابل احصا و استقصا نيست .
و السّلام
ش