و أوّل من صلّى من النّاس كلّهم * سوى خيرة النّسوان و اللّه ذو المنن
« و نخستين كسى است از ميان همهء مردم كه نماز خوانده ، جز بهترين زنان ( خديجه ) ، اين حقيقت را با سوگند به خداى صاحب نعمتهاى بزرگ مىگويم . »
و زفر بن حذيفهء اسدى گفته است :
فحوطوا عليّا و انصروه فانّه * وصىّ و فى الاسلام أوّل أوّل
« اطراف على را بگيريد و يارىاش كنيد ؛ چرا كه او وصىّ است و در اسلام ، نخستين فرد است . » « 1 »
ابو الاسود دؤلى مىگويد :
أحبّ محمّدا حبّا شديدا * و عبّاسا و حمزة و الوصيّا
« من محمّد را به شدت دوست مىدارم و همچنين عباس ، حمزه و وصىّ ( على ) را . »
نعمان بن عجلان شاعر انصار و يكى از بزرگان آنها در قصيدهاى كه ابن عاص « 2 » را مخاطب قرار داده ، مىگويد :
و كان هوانا فى علىّ و انّه * لأهل لها من حيث تدرى و لا تدرى
« عشق و محبت ما به على است و او اهليت اين مقام را دارد چه از آن جهاتى كه تو مىدانى و چه از جهاتى كه نمىدانى . »
فذاك بعون اللّه يدعو الى الهدى * و ينهى عن الفحشاء و البغى و النّكر
« او با كمك خداوند ، به هدايت دعوت مىكند و از فحشا و ظلم و منكر نهى مىنمايد . »
وصىّ النّبىّ المصطفى و ابن عمّه * و قاتل فرسان الضّلالة و الكفر
« وصىّ پيامبر و پسر عمويش و كشندهء پهلوانان كفر و ضلالت است . »
هامش
( 1 ) - شعر زفر ، شعر خزيمه و شعر عبد اللّه بن ابو سفيان كه گذشت ، اسكافى در كتاب نقض العثمانيه از آنها نقل كرده و ابن ابى الحديد در آخر شرح خطبهء قاصعه ، جلد سوم شرح نهج البلاغه ، صفحهء 258 به بعد ، آنها را آورده است .
( 2 ) - زبير بن به كار در كتاب موفقيات آن را ذكر كرده و ابن ابى الحديد در جلد سوم شرح نهج البلاغه ، صفحهء 13 آن را نقل نموده است ، اما ابن عبد البر اين قصيده را در شرح حال نعمان ذكر كرده ، ولى محل شاهد را نياورده است ، آرى اينچنين خلاف انجام مىدهند ( و كذلك يفعلون ) .