به سلامت دار . »
المؤمن الموحّد التّقيّا * لا خطل الرّأى و لا غويّا
« آن مؤمن موحد متقى را كه نه رأى او به سستى مىگرايد و نه به گمراهى مىرود . »
بل هاديا موفّقا مهديّا * و احفظه ربّى و احفظ النّبيّا
« بلكه هدايتكننده ، موفق و هدايت شده است . خداوندا ، او را حفظ كن و پيامبر را نيز در وجود او حفظ نما . »
فيه فقد كان له وليّا * ثمّ ارتضاه بعده وصيّا
« كه ولىّ و يار او بود ، و راضى و خشنود شد كه بعد از او وصيّش باشد . »
عمرو بن احجيه در روز جمل ، دربارهء سخنرانى امام حسن عليه السّلام - كه پس از سخنرانى ابن زبير ايراد فرمود - چنين سرود :
حسن الخير يا شبيه أبيه * قمت فينا مقام خير خطيب
« اى حسن خوب ! اى شبيه پدر ، در بين ما ، در مقام بهترين خطيب قرار گرفتهاى . »
قمت بالخطبة الّتى صدع اللّ * ه بها عن أبيك أهل العيوب
« براى ايراد خطبهاى قيام كردى كه خداوند به وسيلهء آن ، اهل عيوب را از اطراف پدرت متفرق ساخت . »
لست كابن الزّبير لجلج فى القو * ل و طأطأ عنان فسل مريب
« تو همچون ابن زبير نيستى كه در سخنرانى ، زبانش بگيرد و نتواند سخن بگويد و عنان سخن از دستش برود . »
و أبى اللّه أن يقوم بما قا * م به ابن الوصىّ و ابن النّجيب
« خداوند ابا دارد كه او ، همچون فرزند وصىّ و فرزند نجيبترين مردم ( على ) ، بتواند سخن بگويد و به امرى قيام كند كه فرزند وصىّ قيام كرده است . »
انّ شخصا بين النّبىّ لك الخي * ر و بين الوصىّ غير مشوب
« كسى كه از پيامبر و وصىّ پيامبر به وجود آمده باشد ، عيب و نقصى نخواهد داشت . »
زجر بن قيس جعفى ، باز در روز جنگ جمل ، گفته است :
أضربكم حتّى تقرّوا لعلىّ * خير قريش كلّها بعد النّبىّ