چنين سروده است :
سمىّ النّبىّ و شبه الوصىّ * و رايته لونها العندم
« او ( محمّد حنفيه ) همنام پيامبر و شبيه وصىّ است ، و رنگ پرچم او سرخ است . »
عبد الرحمن بن جعيل ، هنگامى كه مردم ، پس از قتل عثمان ، با على بيعت كردند ، چنين گفته است :
لعمرى لقد بايعتم ذا حفيظة * على الدّين معروف العفاف موفّقا
« به جانم سوگند ، با كسى بيعت كردهايد كه حافظ دين ، معروف به عفت و موفق است . »
عليّا وصىّ المصطفى و ابن عمّه * و أوّل من صلّى أخا الدّين و التّقى
« با على كه وصىّ پيامبر است و پسر عمويش ، و نخستين كسى كه با آن حضرت نماز خوانده است ، او برادر دين و تقواست . »
شخصى از طايفهء ازد در روز جنگ جمل چنين گفته است :
هذا علىّ و هو الوصىّ * أخاه يوم النّجوة النّبى
« اين على است كه همان وصى است . پيامبر او را برادر خويش قرار داد . »
و قال هذا بعدى الولىّ * وعاه واع و نسى الشّقىّ
« و فرمود : اين على ، بعد از من ولىّ است . اين سخن را عدهاى حفظ كردند و افراد شقى آن را فراموش كردند . »
در جنگ جمل ، جوانى از قبيلهء بنى ضبه به ميدان آمد و اعلام كرد كه من از سپاه عايشهام ، چنين مىگفت :
نحن بنو ضبّة أعداء علىّ * ذاك الّذى يعرف قدما بالوصىّ
« ما طايفه و قبيلهء ضبّه ، دشمنان على هستيم ، همان كسى كه از قديم الايام به وصىّ معروف بود . »
و فارس الخيل على عهد النّبىّ * ما أنا عن فضل علىّ بالعمىّ
« هم او كه پهلوان مركب سوار در عصر پيامبر بود . من از فضايل و مناقب على آگاهم ، ناآشنا و كور نيستم . »