و نيز چنين گفته است :
أعائش خلّى عن علىّ و عيبه * بما ليس فيه انّما أنت والده
« اى عايشه ، دست از على و عيبجويى او بردار . تو [ طبق قرآن ] مادر او به شمار مىآيى . »
وصىّ رسول اللّه من دون أهله * و أنت على ما كان من ذاك شاهده
« از ميان خاندان رسول خدا ، وصىّ اوست و تو نيز بر اين حقيقت شاهد و گواهى . »
عبد اللّه بن بديل بن ورقا خزاعى كه از شجاعمردان صحابه است و در جنگ صفين ، خود و برادرش شهيد شدهاند ، در جنگ جمل چنين گفته است :
يا قوم للحطّة العظمى الّتى حدثت * حرب الوصىّ و ما للحرب من آسى
« اى قوم ، آه از انحطاط و عقبگردى كه مبارزه با وصىّ پيامبر ايجاد مىكند و ضربهاى كه بر پيكر وحدت جامعهء اسلامى وارد شود [ اين بايد سخت مورد توجه باشد ] و از طرفى ، جنگ و مبارزه غم و اندوههايى به وجود مىآورد كه چاره و علاجى ندارد . » « 1 »
امير مؤمنان عليه السّلام در صفين چنين مىفرمايد :
ما كان يرضى أحمد لو أخبرا * أن يقرنوا وصيّه و الأبترا
« اگر پيامبر خبردار مىشد ، هرگز راضى نمىشد كه وصيش با ابتر ( معاويه و عمروعاص ) قرين يكديگر قرار گيرند . »
جرير بن عبد اللّه بجلى در زمرهء اشعارى كه براى شرحبيل بن سمط فرستاده و در آن از على عليه السّلام نام آورده ، چنين مىگويد :
وصىّ رسول اللّه من دون أهله * و فارسه الحامى به يضرب المثل
« او وصىّ رسول خداست ، از ميان خاندانش ، و قهرمان و پهلوان حامى اوست كه ضرب المثل شده است . »
عمر بن حارثهء انصارى ، در زمرهء از جمله اشعارى كه دربارهء محمّد بن حنفيه گفته ،
هامش
( 1 ) - اين شعر به دو ، بلكه سه گونه ضبط شده است « للخطّة ، للحظّة ، للحطّه » . منابع مورد مراجعهء ما مشكل را نگشود ، لذا به نظر مىرسد تعبير سوم صحيحتر باشد .