سلمان فارسى نقل مىكند : پيامبر همواره مىگفت : « وصىّ ، مركز اسرارم و بهترين كسى ، كه پس از خود ، باقى مىگذارم - كه وعدههايم را منجز مىسازد و بدهكارىهايم را ادا مىنمايد - على بن ابى طالب است . »
ابو ايوب انصارى نقل كرده است : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه عليها السّلام گفت : « آيا خبر ندارى كه خداوند به ساكنان زمين توجهى فرموده و از ميان آنها ، پدرت را انتخاب كرد و او را پيامبر قرار داد . سپس بار دوم ، به آنها توجه كرد و همسرت را برگزيد ، و به من وحى فرمود كه او را همسر تو قرار دهم و وصى خويش انتخاب كنم . »
بريده نقل مىكند : از پيامبر شنيدم ، مىفرمود : « هر پيامبرى وصىّ و وارثى دارد ، وصىّ و وارث من على بن ابى طالب است . » « 1 »
جابر بن يزيد جعفى ، هرگاه از امام باقر عليه السّلام حديثى نقل مىكرد ، مىگفت - آنچنانكه در شرح حال جابر در ميزان الاعتدال ذهبى آمده - اين حديث را وصىّ اوصيا برايم فرمود .
ام الخير ، دختر حريش بارقى ، در آن خطبه و سخنرانى پرطنينش كه در ميدان صفين ، كوفيان را به نبرد با معاويه تشويق مىكرد ، مىگويد : « هلمّوا رحمكم اللّه إلى الإمام العادل الوصىّ الوفىّ و الصّدّيق الأكبر . . . ؛ خداى شما را رحمت كند ، به سوى امام عادل ، وصىّ ، وفادار و صديق اكبر بشتابيد . » « 2 »
اين بود قسمتى از آنچه گذشتگان ، در خطبهها و احاديث خود ، دربارهء وصايت گفتهاند . كسى كه در شرححال گذشتگان تتبع كند ، درمىيابد كه عنوان « وصىّ » را فقط به امير مؤمنان عليه السّلام مىگفتهاند ، درست همچون اسمى كه براى شخص معينى قرار داده شده است . حتى مؤلف كتاب تاج العروس [ كتاب لغت معروف زبان عربى ] نيز ، در مادهء « وصىّ » ، مىنويسد : « وصىّ ، چون غنى ، لقب على رضى اللّه عنه مىباشد . »
اما اشعارى كه نقل شده و در آنها مسئلهء وصايت مطرح شده است ، قابل احصا نيست . ما به خاطر تمام شدن مقصود ، تعدادى از آن اشعار را بيان مىكنيم .
هامش
( 1 ) - حديث بريده ، حديث ابو ايوب و حديث سلمان را در نامهء 67 آورديم .
( 2 ) - امام ابو الفضل احمد بن ابو طاهر بغدادى در صفحهء 41 كتاب بلاغات النسا ، از شعبى آن را نقل كرده است .