نامهء صد و هشتم 22 / ربيع الثانى / 1330
استدلال به وصايت .
آرى ، امير مؤمنان عليه السّلام ، خود مسئلهء وصايت را بر منبر مورد بحث قرار داده است ، كه ما در نامهء صد و چهار عين سخن آن حضرت را برايتان آورديم . از طرفى ، هركس حديث يوم الدار را نقل كرده است آن را به على اسناد داده و از او نقل كرده است . ما ، سابقا در نامهء بيست آن را آورديم كه با صراحت ، وصايت و خلافت آن حضرت را بيان مىداشت .
به علاوه سيّد جوانان اهل بهشت ، امام حسن مجتبى عليه السّلام ، پس از شهادت امير مؤمنان در آن سخنرانى پرارزش خود ، به اين حقيقت اشاره كرده است و فرمود : « من فرزند پيامبرم ، فرزند وصىّ او هستم . » « 1 »
همچنين امام صادق عليه السّلام فرموده است : على ، پيش از بعثت ، همراه رسول خدا بود ، نور رسالت را مىديد و صداى فرشته را مىشنيد . « 2 »
امام اضافه مىكند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آن حضرت فرموده است : اگرنه اين بود كه من خاتم پيامبرانم ، تو در نبوت شريك من بودى . و حال اگر پيامبر نيستى ، وصى پيامبر و وارث او هستى ، اين سخن از همهء اهل بيت ، بهطور متواتر رسيده است . اين مطلب از ضروريات است ، هم نزد ائمهء اهل بيت عليه السّلام و هم نزد دوستانشان ، از عصر صحابه تا امروز .
هامش
( 1 ) - حاكم در صفحهء 172 ، جزء سوم مستدرك آن را نقل كرده است .
( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 3 ، صفحهء 254 ، آخر خطبهء قاصعه .