آيا در عصر حاضر براى احدى امكان دارد كه براى از بين بردن سلطهء حكومتى بپاخيزد ؟ و براى الغاى دولتشان به مقابله پردازد ؟ آيا اگر كسى چنين اراده كند ، او را رها خواهند ساخت ؟ هيهات ! هيهات ! پس گذشته را نيز به حال ، قياس كن . [ مگر آنكه مسلمانان آنچنان آگاه شوند و از پيشوا و رهبرشان تبعيت نمايند كه توان سلطهگر را بشكنند و گرنه ] مردم ، همان مردم ، و زمان ، همان زمان است . 28 *
به علاوه ، على عليه السّلام بر احتجاج و استدلال در آن روز ، اثرى جز فتنه و از بين رفتن حقش مترتب نمىديد ؛ زيرا آن حضرت براى اسلام و كلمهء توحيد بيمناك بود ، چنانكه در گذشته هم روشن ساخته ، گفتيم :
آن جناب در آن ايام گرفتار وضعى شده بود كه هيچكس چنين گرفتاريى نداشت ؛ او بين دو كار سخت گرفتار بود ؛ از يك طرف ، خلافت با آن نصوص و وصايايش به طورى او را صدا مىكرد و در پيشگاهش شكوه مىنمود كه قلب خون مىشد و با آنچنان نالهاى وى را مىخواند كه جگر مىسوخت . و از طرف ديگر ، فتنههاى طغيانگرانه وى را چنين انذار مىكرد كه جزيرة العرب به هم مىريزد ، عرب منقلب و ديگرگون مىشود و اسلام نابود مىگردد .
وجود منافقان مدينه نيز تهديدش مىكرد ؛ چرا كه آنها سخت در نفاق فرو رفته بودند ، همچنين ، اعراب اطراف مدينه نيز او را تهديد مىكردند ؛ اعرابى كه ، طبق تصريح قرآن ، منافق بودند ، بلكه در كفر و نفاق سرسختتر بودند ؛ سزاوارتر بودند كه حدود فرمانهاى نازل شده از طرف خدا بر پيامبر را ندانند ، خصوصا كه شوكت و عظمتشان با فقدان پيامبر تقويت شده بود و مسلمانان ، همچون گوسفندان باران خورده در شب ظلمانى بودند كه در ميان گرگان متجاوز و درندگان زيانبار قرار گرفته باشند .
مسيلمهء كذّاب از يك طرف ، طلحة بن خويلد تهمتزن و دروغگو و سجاح دختر حارث ، آن زن دغلباز ، و اصحابشان از طرف ديگر ، همه براى نابودى اسلام و درهمكوبيدن مسلمانان بپاخاسته بودند .
روم ، كسراها و قيصرها و ديگر زمامداران قدرتمند آن عصر نيز در كمين مسلمانان نشسته بودند . و بسيارى ديگر از اين عناصر آشوبطلب كه نسبت به محمّد و
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٤٦٥