لشكرگاه فرستاد . اين جريان چهار روز مانده به آخر ماه صفر سال يازدهم هجرى ، واقع شد . [ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را مجهز ساخت ] و صبحگاه ، اسامه را خواست ، به او فرمود : به سرزمينى كه پدرت شهيد شد ، رهسپار شو و اسب را بر سرزمين آنها بتازان . من سركردگى اين سپاه را به تو دادم . « 1 »
صبح هنگام بر اهل ابنى « 2 » حمله بر ، و سخت محاصرهشان نما ! اما آنچنان به سرعت حركت كن كه پيش از رسيدن خبر به آنها ، به محل نبرد رسيده باشى .
اگر خداوند تو را پيروز كرد ، در ميان آنها كم بمان . همراه خود ، افراد وارد و راهشناس را بردار . جاسوسان ، طليعهداران و ديدهبانان را از پيش بفرست .
روز بيست و هشتم صفر ، بيمارى آن حضرت - كه از آن بهبودى نيافت - شروع شد ، تب و سردرد وى را فرا گرفت . صبح روز بيست و نهم مشاهده فرمود كه سپاه در حركت سستى مىكند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شخصا به ميان سپاه رفت و آنها را تحريص و تهييج كرد . پرچم را با دست خود بست و به اسامه داد تا حميتشان تحريك و عزمشان را محكم سازد .
سپس به اسامه خطاب كرد : « به نام خدا و در راه خدا نبرد كن ، و هركسى را كه به خدا كافر است از زمين برانداز . »
اسامه با پرچم بسته از مدينه خارج شد ، آن را به دست « بريده » سپرد و در جرف
هامش
- مراجعه كنيد .
حلبى در سيرهء خود ، جزء سوم داستان لطيفى نقل نموده است و آن اينكه : وقتى مهدى خليفهء عباسى وارد بصره شد ، اياس بن معاويه را كه در هوش ، ضرب المثل بود ، مشاهده كرد . وى نوجوانى بود كه چهارصد نفر از علماى اهل ردا و عبا پشت سرش حركت مىكردند .
مهدى گفت : اف به اين ريشها ، آيا در بين اينان يك پيرمرد نبود كه اين جوانك را مقدم داشتهاند ؟ سپس مهدى به او رو كرد ، پرسيد : جوان سن تو چقدر است ؟ پاسخ داد : سن من به قدر سن اسامة بن زيد است ، هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم او را رئيس سپاه قرار داد و ابو بكر و عمر در آن ميان بودند . مهدى گفت : بفرماييد ، خداوند بر تو مبارك دارد . حلبى مىگويد : او 17 ساله بود .
( 1 ) - عمر به اسامه مىگفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم از دنيا رفت ، درحالىكه تو امير من بودى ، اين مطلب را عدهاى از اعلام همچون حلبى ، در سيرهء خود و عدهاى ديگر از محدثان و مورخان نقل كردهاند .
( 2 ) - أبنى ( بر وزن كبرى ) ناحيهاى از سرزمين سوريه است كه بين عسقلان و رمله قرار دارد و در نزديكى موته است كه زيد بن حارثه و جعفر بن ابى طالب - كه داراى دو بال در بهشت است - در آنجا شهادت يافتهاند .