نامهء نودم 17 / ربيع الاول / 1330
سريهء اسامه .
اگر با صداى بلند از حق دم زنى ، و در اين راه از ملامت خلق نترسى سخت بايسته است ؛ چرا كه تو شاخهاى برومند و پربار و پناهگاه مردمى هستى كه به سخنت اعتماد مىكنند ، و با رأى و نظرت از ديگر نظرها بىنيازند . ارزش تو برتر از آن است كه حق را با باطل مشتبه سازى و مقامت رفيعتر از آن است كه حق را كتمان نمايى . شأن شما اجلّ ، و روحتان پاك و طاهرتر از آن است كه آلوده گردد .
خداوند به تو عزت بخشد ! به من امر فرمودى ؛ ساير مواردى را كه اصحاب ، نظر خود را بر تعبد به اوامر مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مقدم داشتهاند برايتان ارسال دارم . كافى است سريهء اسامة بن زيد بن حارثه را ، براى جنگ با روم مطالعه فرمايى كه آخرين سريه از سريههاى زمان پيامبر است ؛ سريهاى كه رسول خدا سخت به آن اهميت مىداد ، اصحابش را به آمادگى براى آن فرمان داد ، آنها را در اين راه تحريص كرد ، و شخصا آنها را مجهز ساخت تا عزمشان محكم و همتشان بالا گيرد ، هيچ كدام از مهاجران و انصار ، همچون ابو بكر ، عمر ، « 1 » ابو عبيده ، سعد و امثال آنها ، نبودند جز اينكه آنها را مهيا و به
هامش
( 1 ) - نويسندگان تاريخ ، سيره و اخبار اجماع دارند كه ابو بكر و عمر در لشكر بودند . و آن را بهطور مسلّم در كتب خود آوردهاند . اين از مطالبى است كه در آن هيچكس اختلاف ندارد ، مىتوانيد به هركدام از كتابهايى كه اين سيره را نگاشتهاند ، همچون طبقات ابن سعد ، تاريخ طبرى ، تاريخ ابن اثير ، سيرهء حلبى ، سيرهء زينى دحلان و . . .