نامهء هشتاد و پنجم 7 / ربيع الاول / 1330
درخواست مواردى كه به نص متعبد نشدهاند .
نامهء اخيرت را دريافت كردم . در تقريب و توضيح آنچه ما بعيد مىشمرديم ، معجزه كرده ، و در مجسم ساختن مباحث ، به آشكارترين صورت ، انسان را به حيرت مىاندازد .
پاك و منزه است آن كس كه شاخههاى درخت برهان را برايت نرم ، و كليدهاى بيان را تسليم تو ساخته است ، به جايى رسيدهاى كه اسباب و وسايل بيان به آنجا نخواهند رسيد و به چيزى ظفر يافتهاى كه دست آرزوها به آن ظفر نمىيابد .
ما گمان داشتيم ؛ اسباب ، با نصوصى كه به آن استشهاد كردى تعلق و ارتباط ندارد ، و راهى براى آنچه با بينه و ادله از آن خارج شدى ، وجود نخواهد داشت .
اى كاش ! به مواردى كه به نصوص صريح متعبد نشدهاند ، اشاره مىكردى تا دليل محكم آن آشكار و راه صاف و مستقيم روشن گردد .
بنابراين من از شما درخواست دارم ؛ آنچه در سيره و شرح زندگى آنها آمده و در كتب اخبار از طرق اهل تسنن نگاشته شده است ، تفصيلا بياورى .
و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
س