تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
و نيز مىفرمايد : « عده‌اى از مردم مدينه ، سخت در نفاق فرو رفته‌اند ، كه تو آنها را نمىشناسى ، ما آنها را مىشناسيم . در ميان آنها افرادى جاسوس و كينه‌ورزند كه از هر گونه شرّ و فسادى در مورد مسلمانان ، كوتاهى نمىكنند . » همچنين ، قريش و ساير عرب ، بر آنچه خداوند از فضل خود ، به او بخشيده بود ، حسد مىبردند ؛ چرا كه او به مرحله‌اى از علم و عمل در پيشگاه خداوند ، پيامبرانش و صاحبان خرد رسيده بود كه هم‌سالان و نزديكانش ، از رسيدن به آن مقام عاجزند ، و هم‌سنگان و هم‌رديفان او از رسيدن به آن موقعيت ، نوميدند . با سوابق و ويژگىهايش ، از ناحيهء خدا و رسولش به مقام و منزلتى دست يافت كه گردن‌هاى آرزو به آن سو كشيده مىشد ، و طمع‌ها براى رسيدن به كمتر از آن ، به تلاش و تكاپو مىافتاد . بدين دلايل بود كه عقرب‌هاى حسد ، در قلوب منافقان به جنب و جوش افتاد ، و افراد فاسق ، ناكثين ، قاسطين و مارقين بر نقض عهد و پيمان وى اتحاد كلمه پيدا كردند . لذا نصّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را پشت سر گذاشتند و آن را سخت به دست فراموشى سپردند . به گفتهء شاعر :
فكان ما كان مما لست اذكره * فظن خيرا و لا تسأل عن الخبر آنچه شد گذشت ديگر آن را ياد نمىكنم * گمان خير ببر ، از جريان پرس‌وجو مكن
همچنين ، قريش و ساير عرب ، از اين‌كه خلافت در قبايل آنها به نوبت مىگردد ، خوشحال بودند و طمع آنها در اين راه به كار افتاده بود . با اين قصد به نقض عهد پرداختند و همت خود را در شكستن پيمان قرار دادند ؛ دست به دست هم دادند تا نص را فراموش كنند ؛ و باهم بيعت كردند كه آن را به هيچ وجه به ياد نياورند ؛ و اجماع كردند كه از همان روز اول ، خلافت را از ولى منصوص از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منصرف سازند ، لذا آن را به انتخاب گذاردند تا هركدام از قبايل ، در آرزوى رسيدن به آن - گرچه پس از مدتى - باشند . اگر به نص متعبد مىشدند و على عليه السّلام را پس از رسول خدا مقدم مىداشتند ، خلافت
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 414 | السيد عبد الحسين شرف الدين