نامهء هشتاد و چهارم 5 / ربيع الاول / 1330
1 - سازگارى بين ثبوت نص و حمل فعل صحابه بر صحت ؛
2 - دليل بازنشستن امام از گرفتن حق خود .
[ 1 - سازگارى بين ثبوت نص و حمل فعل صحابه بر صحت ؛ ]
1 - شرححال و تاريخ زندگى بسيارى از صحابه نشان مىدهد كه آنها به نص متعبد بودهاند ، اما آن نصوصى كه مخصوص مسائل تعبدى و به شئون اخروى مختص باشد ، همانند نص بر روزهء ماه رمضان ، رو به قبله بودن هنگام نماز ، تعداد نمازهاى واجب يوميه ، عدد ركعتهاى هركدام ، كيفيت انجام آنها ، نص بر اينكه طواف اطراف خانهء خدا هفت شوط باشد و امثال اينها كه مخصوص منافع اخروى و جهان ديگر است .
اما آنچه به سياست متعلق بود ، همچون حكومت و امارت جايى را به شخص معينى سپردن ، تدبير امور دولت ، پايهريزى شئون مملكت ، و تجهيز سپاه ، در اين موارد ، به آن متعبد نبودند و التزام به نصوص آن ، در جميع احوال ، و عمل به مقتضاى آن را لازم نمىدانستند .
بلكه ، براى خود نيز بحث ، گفتوگو و اجتهاد را جايز مىدانستند ، يعنى اگر عمل كردن بر خلاف نصّ ، كيان آنها را بالا مىبرد و يا به رياست و حكومتشان نفع مىبخشيد ، آن خلاف را مرتكب مىشدند و به خيال خود ، رضايت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نيز در اين عمل احراز مىنمودند .
[ در مورد خلافت على عليه السّلام شايد ] گمانشان بر اين بود كه عرب تسليم او نمىشود ؛ و