تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
انصار ، به اين دليل شكيبايى ورزيدند ، درحالىكه گويا در چشمشان خاشاك و گلويشان را استخوان گرفته بود . سخنان آن حضرت ، پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در طول مدت حياتش ، به اين مطلب صراحت دارد و اخبار در اين باره ، از طريق عترت پاك عليهم السّلام متواتر است . اما رييس انصار ، سعد بن عباده ، با هيچ كدام از دو خليفه ( ابو بكر و عمر ) صلح نكرد و در هيچ يك از جماعت‌هاى آنان ، نه در عيد و نه در جمعه ، حاضر نشد ، به اوامر آنها گوش نمىداد و اثرى براى امر و نهى آنها قايل نمىشد . تا اين‌كه در زمان زمامدارى خليفهء دوم در حوران ( در سرزمين شام ) او را ترور كردند و چنين شايع كردند كه جنّ او را كشته است . وى سخنى در سقيفه و بعد از سقيفه دارد كه نيازى به ذكر آن نيست . « 1 » 26 * اما ياران او مانند حباب بن منذر « 2 » و ديگر انصار ، با شدت و زور سر فرود آوردند و به وسيلهء قدرت تسليم گرديدند . آيا با عمل به مقتضاى ترس از شمشير و يا تهديد به سوزاندن با آتش ، « 3 » به عقد بيعت ايمان آورده مىشود ؟ و مصداق آن اجماع مىگردد كه
هامش
( 1 ) - سعد بن عباده ، ابو ثابت ، از كسانى است كه در بيعت عقبه 25 * وجود داشته و در بدر و نبردهاى غير بدر نيز بوده است . او رييس و سرپرست طايفهء خزرج ، زعيم ، مرد سخاوتمند و بزرگ انصار بود . سخن او كه در متن به آن اشاره شد ، در همهء كتب تاريخ آمده است ، از جمله مراجعه به كتاب الامامة و السياسة از ابن قتيبه ، تاريخ ابن جرير ، كامل ابن اثير و كتاب السقيفه از ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى ، كفايت مىكند . ( 2 ) - حباب از بزرگان و رؤساى انصار و شجاعان آنها بود ، وى در جنگ بدر ، احد و ديگر نبردها شركت داشت . او رييس خزرج و سرپرست آنها و از سخاوتمندان انصار و زعيمشان به شمار مىآيد . ( 3 ) - تهديد آنها على عليه السّلام را ، به اين‌كه خانه و افراد خانه را آتش مىزنيم ، متواتر و قطعى است . كافى است به آنچه در كتاب‌هاى زير آمده ، مراجعه شود : امام ابن قتيبه در اوايل كتاب الامامة و السياسة ، اما طبرى در دو جاى تاريخ مشهور خود در حوادث سال يازدهم آن را ذكر كرده است . ابن عبدربه مالكى در حديث السقيفه ، جزء دوم عقد الفريد ، ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب السقيفه ، چنان‌كه در صفحهء 134 ، جلد اول شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آورده است . مسعودى در مروج الذهب از عروة بن زبير در مقام عذر تراشى براى كار برادرش ، عبد اللّه كه تصميم به آتش زدن خانه‌هاى بنى هاشم گرفته بود . و شهرستانى به نقل از نظام ، در ملل و نحل آنجا كه از فرقهء نظاميه سخن به ميان آورده ، و ابو مخنف در كتابى كه به اخبار سقيفه اختصاص داده ، تفصيل آنچه ما اجمال آن را گفتيم ، آورده‌اند . در شهرت و تواتر اين حديث ، گفتهء شاعر نيل ، حافظ ابراهيم ، در قصيدهء العمريه كه در همه‌جا منتشر شد ، شما را كفايت است :