آغاز و قبل از ذكر اين احاديث ، بيان شد ] .
اخبار صحيح در اين باره ، مخصوصا از ناحيهء عترت پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متواتر است ، لذا مىبينيم خود ائمه صبر كردند و شكيبايى ورزيدند ، درحالىكه گويا در چشمشان خاشاك و در گلويشان استخوان بود . اين شكيبايى به خاطر عمل به اين اوامر و ساير وصايا و سفارشاتى بود كه پيامبر ، خصوصا به آنها فرموده بود . پيامبر به اين دليل آنان را به شكيبايى در برابر اذيتها و چشم بر هم گذاشتن بر خاشاك امر فرموده بود كه امت حفظ گردد و شوكت اسلام محفوظ بماند . آنها نيز در برابر زمامداران ، به اين نصوص عمل مىكردند درحالىكه - اين وضع و غصب حقشان - به كامشان از حنظل ، تلختر بود ؛ و راههاى رشد و پيشرفت را به آنها نشان مىدادند ، درحالىكه - قرار گرفتن آنان بر كرسى زمامدارى براى اينان - از برندگى و تيزى كارد بر قلب ، دردآورتر بود .
اينها همه ، براى اجراى تعهد و وفا به پيمان الهى و انجام يك واجب عقلى و شرعى بود و آن اينكه : هميشه بايد در مقام تعارض ، مهمتر را بر مهم مقدم داشت .
و لذا امير مؤمنان عليه السّلام نصيحتهاى خالصانه و خيرخواهى خود را به هر سه خليفه بيان مىكرد ، و در طريق مشورت و راهنمايى آنان سخت مىكوشيد . كسى كه روش آن حضرت ، در ايام زمامدارى خلفاى سهگانه را مورد بررسى قرار دهد ، مىيابد كه وى پس از مأيوس شدن از حق خود در خلافت بىفاصلهء رسول خدا ، طريق موادعت و مسالمت با زمامداران امر را در پيش گرفت . و با اينكه مىديد ؛ كرسى ولايت خود كه از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او تفويض شد ، در اختيار آنهاست ، با آنها به نبرد نپرداخت و دست به دفاع بر نياورد . اين به خاطر حفظ امت ، نگهدارى ملت ، بقاى دين و مقدم داشتن آخرت بر رياست دنيا بود ، درحالىكه آن حضرت به امورى مبتلا بود كه ديگران نبودند ؛ چرا كه وى در ميان دو خطر و دو مشكل سخت قرار گرفته بود :
از يك طرف خلافت با آن نصوص ، تعهدات و پيمانهايش ، او را فرياد مىزد و با نالهاى جانسوز به سوى خود دعوتش مىنمود ؛ با صدايى كه از قلب خون مىچكاند و نالهاى كه جگر را آتش مىزد .
و از ديگر طرف ، با فتنه و طغيان افراد سركش معروف ، بيم آن مىرفت كه
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٤٠٧