تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
قبح آن را ، به‌طور بديهى ، درك مىكند . حكم جزمى عقلا در اين باره ، از حكمشان به اين كه « يك ، نصف دو است » كمتر نيست . ضرورت فطرت قضاوت مىكند كه بين كسى كه همواره به تو نيكى مىكند ، و بين كسى كه دائما بدى مىنمايد فرق است ؛ زيرا عقل در حكم به حسن و نيكى شخص اول و استحقاق ستايش و پاداش ، و قبح فرد دوم و استحقاق مذمت و قصاص ، مستقل است . كسى كه در اين باره تشكيك كند ، با عقل خود به مكابره و مبارزه برخاسته است . اگر در اين موارد - كه ما ذكر كرديم - ، حسن و قبح شرعى بود ، منكران شرايع و اديان ، همچون زنادقه و مادىها ، نبايد آنها را قبول داشته باشند . اما مىبينيم كه آنها با اين‌كه اديان را قبول ندارند ، حسن عدالت و احسان را قبول داشته و ستايش و پاداش را بر آن مترتب مىدانند و در بدى ستم و تجاوز و همچنين در ترتب مذمت و قصاص بر انجام آن ، ترديدى به خود راه نمىدهند . مستندشان در اين باره ، عقل است و بس . بنابراين جنابعالى سخن كسى كه با عقل و وجدان خود مبارزه مىكند و آنچه را همهء عقلا از آن آگاه‌اند و قبول دارند انكار مىكند ، واگذار . چنين شخصى بر خلاف سرشت اصلى خود حكم مىنمايد ؛ زيرا خداوند بندگانش را چنان خلق كرده است كه بعضى از حقايق را به وسيلهء عقلشان درك مىكنند ، همان‌گونه كه اشيايى را به وسيلهء حواس و مشاعرشان ادراك مىكنند . بر اين اساس ، آفرينش آنها به اين‌گونه است كه حسن عدالت و امثال آن ، و قبح ستم و امثال آن را با عقل خود درك مىكنند ، چنان‌كه با ذائقهء خود شيرينى و حلاوت عسل و تلخى حنظل را درك مىكنند ، و با شامهء خود عطر مشك و بوى بد مردار ، و با لامسهء خود نرمى اشياء نرم و زبرى اجناس زبر را حسّ مىنمايند و همچنين با بينايى خود دو منظرهء خوب و بد و با شنوايى خويش صداى لذت‌بخش نى و صداى الاغ را تشخيص مىدهند ، اين فطرت خدايى است ؛ « فطرتى كه خداوند مردم را بر آن آفريده است . در خلقت خداوند تبديلى نيست . اين است آيين استوار . ولى اكثر مردم نمىدانند . » اشاعره چون مىخواستند در ايمان به شرع و تسليم در برابر حكم آن ، مبالغه كنند ، حكم عقل را انكار كرده ، گفته‌اند : حكم ، تنها حكم شرع است ، ولى توجه نكرده‌اند كه با