تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
پاسخ داد : « زيرا او نخستين كسى بود كه از ميان ما به او پيوست و محكم‌ترين فرد از ما در اتصال و همراهى با وى بود . » من مىگويم : مردم به خوبى مىدانستند كه تنها وارث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام است ، نه عمويش عباس و نه ديگرى از بنى هاشم . آنها از اين حقيقت بدون اين‌كه شكى در آن داشته باشند ، آگاه بودند ، اما از علت اين انحصار وراثت آگاهى نداشته و به آن جاهل بودند ؛ چرا على كه پسر عمويش است از او ارث مىبرد اما عباس ، عمويش ، و يا پسر عموهاى ديگر و ساير خويشاوندان از او ارث نمىبرند . لذا گاهى علت اين انحصار را از على و گاهى از قثم مىپرسيدند كه پاسخ آنها را شنيدى و اين آخرين مدركى بود كه سؤال‌كنندگان به آن دست يافتند ، و گرنه پاسخ واقعى چنين است : « خداوند بزرگ به اهل زمين توجهى فرمود و از ميان آنها محمّد صلّى اللّه عليه و آله را برگزيد و او را پيامبرش قرار داد ، سپس بار دوم توجه فرمود و على را انتخاب كرد و به پيامبرش وحى كرد كه او را وارث و وصىّ خود قرار دهد . » حاكم در صفحهء 125 ، جزء سوم مستدرك ، پس از آن‌كه مطلب مذكور را از قثم بن عباس نقل نموده است ، مىگويد : « قاضى القضاة ابو الحسن ، محمّد بن صالح هاشمى برايم چنين نقل كرد : ابو عمر قاضى گفت : اسماعيل بن اسحاق قاضى ، هنگامى كه گفتهء قثم بن عباس را برايش نقل نمودند ، گفت : وارث يا به واسطهء نسب و خويشاوندى ارث مىبرد و يا به ولاء ، و هيچ اختلافى بين اهل علم نيست كه پسر عمو ، در صورت بودن عمو ، ارث نمىبرد . ( و اضافه مىكند كه ) طبق اين اجماع ، ظاهر مىشود كه على عليه السّلام علم را از پيامبر به ارث برده است ، اما آنها نه . » من مىگويم : اخبار ، در اين باره متواتر است ، خصوصا از ناحيهء عترت پاك پيامبر ، و براى ما همان نصوص روشن وصايت كافى است . و السّلام ش