زودى ممكن است رسول پروردگارم به سراغ من بيايد و من اجابت كنم ؟ من مسئولم و شما نيز مسئول و مورد بازخواست واقع خواهيد شد .
راستى دربارهء تبليغ كدام حكم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مورد بازپرسى قرار مىگرفت ؟
و امت دربارهء اطاعت از كدام وظيفه ، بازجويى مىشدند ؟
و چرا از آنها پرسيد : آيا شما به يگانگى خداوند شهادت نمىدهيد ؟ و شهادت نمىدهيد كه محمّد بنده و رسول اوست ، اينكه بهشت و آتش حق است ، مرگ و زنده شدن پس از مرگ حق است ، و اينكه قيامت خواهد آمد و ترديدى در آن نيست ، و خداوند تمام كسانى را كه در قبرها هستند زنده مىكند ؟
و همه گفتند : « بلى شهادت مىدهيم . »
راستى چرا اينگونه رفتار كرد ؟
و از چه جهت پس از اين پرسشها ، فورا دست على عليه السّلام را گرفت و بلند كرد به طورى كه سفيدى زير بغلش پيدا شد ، آنگاه فرمود : « اى مردم ، خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنانم . »
و چرا كلمهء « مولاى مؤمنانم » را به اين صورت تفسير كرد كه ؛ « من از خودشان به آنها اولى هستم » ؟
و براى چه پس از اين تفسير ، گفت : « فمن كنت مولاه فهذا مولاه . » يا گفت : « من كنت وليّه فهذا وليّه ، أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » ؟
چرا او را به اين دعاهايى كه جز براى ائمه و پيشوايان حق لايق نيست ، و جز براى خلفاى راستين صحيح نمىباشد ، اختصاص داد ؟
براى چه پيش از سخنش ، از آنها چنين گواهى گرفت كه « مگر من به شما ، از خودتان اولى نيستم ؟ و پاسخ دادند : بلى ، آنگاه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و يا « من كنت وليّه فعلىّ وليّه . »
و بر چه اساس عترت را همرديف و هموزن كتاب خدا قرار داد ؟ و او را پيشوا و مقتداى خردمندان تا روز حساب قرار داد ؟
راستى اين همه اهتمام از پيامبر حكيم در اين باره براى چه بود ؟
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٢٣