نامهء پنجاهم 13 / محرم / 1330
وجه استدلال به ويژگىهاى امام ، بر امامتش .
كسانى كه مثل شما داراى نظرى ثاقب و دورانديش ، آگاه از موارد و مصادر سخن ، بصير به اهداف و منظور آن ، آشنا به رسول خدا و حكمت بالغهاش ، عالم به خاتميت نبوت او و اينكه گفتار و كردارش همه در حدّ و اندازهء مشخصى است و از روى هوا و هوس سخن نمىگويد ، هستند . آرى ، كسانى كه مثل شما باشند اهداف و مقاصد آن اخبار از دستشان نمىرود ، و لوازم عقلى و عرفى آنها بر آنان پوشيده نمىماند .
بر تو كه از حجتهاى عرب هستى ، اين حقيقت مخفى نيست كه اين سنن و اخبار چنين مىگويد : على مقام و منزلت بلندى دارد كه بر خدا و پيامبرانش جايز نيست ؛ آن را به كسى جز خلفاى خود و امناى دين و اهل دين عنايت كنند .
بنابراين اگر بر خلافت دلالت مطابقى نكند ، كاشف از آن است ، و بهطور مسلّم ، بر آن دلالت التزامى دارد و اين لزوم و التزام بسيار روشن است . حاشا ! كه آقا و بزرگ پيامبران ، آن منزلت و مقام را به غير از وصى و وليعهدش تفويض نمايد .
به علاوه ، اگر كسى در ساير احاديث مختص به على عليه السّلام به خوبى غور كند و تاروپود آن را با ديدهء فكر و انصاف به دقت بررسى نمايد ، مىيابد كه همهء آنها - جز تعداد كمى - هدفى جز امامت تعقيب نمىكنند . و بر آن يا به دلالت مطابقى - همچون نصوص سابق و