نامهء پنجاه و دوم 15 / محرم / 1330
پاسخ به ادعاى تعارض .
ما به فضايل همهء سبقتجويان به اسلام ، از مهاجر و انصار رضى اللّه عنهم ، ايمان داريم . فضايل آنها قابل احصا و استقصا نيست . همين براى آنان كافى است كه در قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فضايل بسيارى دربارهء آنان رسيده است . ما آنها را بررسى نموده و در آنها تدبر كرديم - ولى خدا مىداند - آنها را با نصوصى كه دربارهء على عليه السّلام رسيده است ، معارض نيافتيم و حتى صلاحيت معارضه با ساير ويژگىهاى امام را نيز ندارند .
بلى ، مخالفان ما از طرق خودشان رواياتى در فضايل آنان نقل كردهاند كه از نظر ما ثابت نيست . بنابراين معارضهء آنها با آنچه ما آوردهايم مصادره به مطلوب است كه از فرد منصف انتظار آن نمىرود ؛ چرا كه ما نمىتوانيم آنها را به هيچ وجه معتبر بدانيم گرچه از نظر طرف مخالف ما ، سخت معتبر باشند .
مگرنه اين است كه ما نيز رواياتى را كه تنها از طريق خود داريم به عنوان معارض ، در ميدان بحث نمىآوريم ؟ و جز به آنچه از طرق مخالفمان رسيده است ، استدلال نمىكنيم ؟ مانند حديث غدير و امثال آن .
از همه گذشته ، ما رواياتى را كه مخالفان به تنهايى آوردهاند و فضايل را بيان مىكنند ، بررسى نموديم ، نه در آنها معارضه با روايات ذكر شده يافتيم ، و نه دلالتى بر خلافت آنان و لذا براى اثبات خلافت خلفاى سهگانه ، احدى به آنها استدلال نكرده است .
و السّلام
ش