وى در فهم سنت ، پيروزى در نبرد و در بخشش اموال نمونه ندارد . « 1 »
از امام احمد بن حنبل دربارهء على عليه السّلام و معاويه پرسش شد . پاسخ داد : « 2 » على دشمنان زيادى داشت ، دشمنانش سخت در تفتيش و جستوجوى يافتن چيزى بودند كه به وسيلهء آن بر او عيب گيرند ، اما نيافتند ، لذا پيش مردى كه با او جنگ كرد ، آمده ، او را بسيار ستودند . و اين نقشهاى بود كه به وسيلهء آن مىخواستند به على آزار برسانند .
قاضى اسماعيل ، نسائى ، ابو على نيشابورى و ديگران گفتهاند : « در حق هيچ كدام از صحابه ( فضايل و مناقب ) با اسناد صحيح ، آن اندازه كه دربارهء على گفته شده ، نقل نشده است . . . « 3 »
[ 2 - فضايل او مستلزم وصيت به خلافت نيست . ]
2 - اين از مطالبى است كه در آن جاى حرف و ايراد نيست . بحث بر سر اين است كه آيا پيامبر به خلافت آن حضرت وصيت كرده است يا نه ؟
اين رواياتى كه نقل كردهايد ، از نصوص روشن در اين باره نيست ، اينها از ويژگىها و فضايل امام است كه ارقام نمىتواند آنها را بشمارد . ما نيز ايمان داريم كه آن حضرت مصداق آنها و حتى ، برتر از آنهاست . و در اين باره چندين برابر آنچه را يادآور شدهايد ذكر ننمودهاند . البته اينها از اشاره به امامت خالى نيست ، ولى اشاره به آن ، غير از عهد و وصيت و سپردن آن است ، چنانكه مىدانيد .
و السّلام
س
هامش
( 1 ) - اهل اخبار و نويسندگان سنن آن را از ابن عياش نقل كردهاند و در آنچه پيشتر به آن از كتاب صواعق اشاره كرديم ، اين را خواهى يافت .
( 2 ) - سلفى در كتاب الطيوريّات آن را نقل كرده و ابن حجر نيز در صواعق آنجا كه قبلا به آن اشاره كرديم ، نقلش نموده است .
( 3 ) - اينگونه كلمات بهطور مستفيض از آنها رسيده است و ابن حجر در اول فصل 2 ، باب 9 ، صفحهء 72 صواعق آن را نقل نموده است .