تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
با قلب خود با آنها جهاد نمايد . » « 1 » همچنين است حديث اخضر انصارى كه مىگويد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من بر تنزيل قرآن مىجنگم و على بر تأويل آن خواهد جنگيد . » « 2 » 40 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « يا علىّ ، أخصمك بالنّبوّة فلا نبوّة بعدى ، و تخصم النّاس بسبع ، و لا يحاجّك فيها أحد من قريش : أنت أوّلهم ايمانا باللّه ، و أوفاهم بعهد اللّه ، و أقومهم بأمر اللّه ، و أقسمهم بالسّويّة ، و أعدلهم فى الرّعيّة ، و أبصرهم بالقضيّة ، و أعظمهم عند اللّه مزيّة ؛ اى على ، امتياز من بر تو به نبوت است و پس از من ديگر نبوت و پيامبرى نيست و تو هفت امتياز بر مردم دارى : تو نخستين كسى هستى كه به خدا ايمان آورده‌اى ؛ وفادارتر از همه به عهد خدا ؛ پابرجاتر از همه در اوامر خدا ؛ مراعات‌كننده‌تر تساوى در تقسيم بيت المال ؛ دربارهء رعيت از همه عادل‌تر ؛ در قضاوت بيناتر و در خوبىها نزد پروردگار از همه برترى . » « 3 » و از ابو سعيد خدرى نقل شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اى على ، تو هفت خصلت دارى كه هيچ‌كس همتاى تو نيست ؛ تو نخستين مؤمن به خدا ، با وفاتر به عهد او ، پابرجاتر در امرش ، نسبت به رعيت رئوف‌تر ، در قضاوت آگاه‌تر و در مزايا از همهء آنها برترى . . . » [ اينها احاديث چهل‌گانه بود ] اما غير از اينها احاديث فراوان ديگرى است كه مقام ، استقصاى آنها را گنجايش ندارد . آنها نيز همانند اين سنن ، متضافر و هماهنگ‌اند و اجتماع همهء آنها معنى واحدى دربر دارد و آن اين‌كه : على عليه السّلام ، در اين امت ، دومى
هامش
( 1 ) - طبرانى آن را در كتاب كبير آورده ، چنان‌كه در صفحهء 155 ، جزء ششم كنز العمال مىباشد . ( 2 ) - وى ابن ابى الاخضر است ، ابن سكن او را ياد كرده و اين حديث را از وى از طريق حارث بن حصيره از جابر جعفى از امام باقر عليه السّلام از پدرش زين العابدين از اخضر از پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم نقل نموده است . ابن سكن گفته است : او در ميان صحابه مشهور نيست و در اسناد حديث او نظر است . همهء اينها را عسقلانى در شرح‌حال اخضر در كتاب الاصابه ذكر نموده است . دار قطنى اين حديث را در الافراد آورده و گفته است : اين حديث را فقط جابر جعفى ذكر كرده و او رافضى است . ( 3 ) - ابو نعيم اين حديث را از معاذ و حديث بعد از آن را از ابو سعيد در حلية الاولياء آورده و هر دو حديث در صفحهء 156 ، جزء ششم كنز العمال موجود است .