تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و هرگاه به الفاظ آن نظر نمايى كه چه كم ، و به معناى آن ، كه چه بلند و رساست ، آن را بسيار بزرگ خواهى شمرد ؛ زيرا وى مطالب را جمع كرده ، در پيمانه‌اى خاص ريخته ، همهء جوانب را - با آن اختصارش - در نظر گرفته و آن را استقصا نموده است ، آن‌گاه ديده است كه براى غير على عليه السّلام اهليّت اداى آن به هيچ وجه ممكن نيست . و اين هيچ بعيد نيست ؛ چه اين‌كه از جانب پيامبر غير از وصيش ديگرى نمىتواند اداى وظيفه كند و هيچ كس جز خليفه و وليش نمىتواند قائم مقام او گردد . ستايش مخصوص خدايى است كه ما را هدايت فرمود . و اگر خداوند ما را هدايت نمىكرد ، هرگز هدايت نمىشديم . 16 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : « كسى كه مرا اطاعت كند ، خدا را اطاعت كرده و كسى كه مرا عصيان كند ، خدا را عصيان و نافرمانى كرده است ، و كسى كه على را اطاعت كند ، مرا اطاعت نموده و كسى كه او را نافرمانى كند ، نافرمانى من نموده است . » حاكم در صفحهء 121 ، جزء سوم مستدرك آن را نقل كرده و ذهبى در همان صفحه از تلخيص آن را آورده و تصريح كرده‌اند كه بنابر شرايط قبولى خبر از نظر بخارى و مسلم اين حديث صحيح است . 17 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اى على ، هركس از من جدا شود ، از خدا جدا شده و كسى كه از تو جدا شود ، از من جدا شده است . » حاكم آن را ، در صفحهء 124 ، جزء سوم مستدرك خود ، نقل نموده و گفته است : اسناد آن صحيح است ، ولى بخارى و مسلم آن را نقل ننموده‌اند . 18 - فرمودهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، در حديث ام سلمه ، چنين است : « كسى كه على را سب و بدگويى كند ، مرا سبّ نموده است . » حاكم در اول صفحهء 121 ، جزء سوم مستدرك آن را نقل كرده و آن را طبق شرط بخارى و مسلم در قبول روايت ، صحيح دانسته است . ذهبى نيز در تلخيص آن را ذكر كرده و به صحت آن تصريح نموده است . احمد نيز از ام سلمه در صفحهء 323 ، جزء ششم مسند و نسايى در صفحهء 17 خصائص العلويه و عده‌اى ديگر از حافظان آثار آن را ذكر نموده‌اند .