تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ابن عدى « 1 » و ديگران نقل نموده‌اند . اين حديث طولانى است ، كيفيت عقد اخوت را نقل نموده و در آخرش چنين آمده است : « على عليه السّلام گفت : اى رسول خدا ، روحم رفت و كمرم شكست ، ديدم در مورد اصحابت عملى غير از آنچه دربارهء من اجرا فرمودى ، انجام دادى . اگر اين در اثر خشمى است كه بر من گرفته‌اى ، بازگشت به سوى تو لازم است و كرامت و بزرگوارى از آن توست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : سوگند به آن كسى كه مرا به حق مبعوث كرده است ، تو را به آخر نينداختم ، جز به خاطر خودم " و أنت منّى بمنزلة هارون من موسى غير أنّه لا نبىّ بعدى ؛ تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نيست " . تو برادر و وارث منى . على عليه السّلام عرض كرد : من چه ارثى از تو مىبرم ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آنچه انبيا و پيامبران پيش از من به ارث گذارده‌اند ؛ كتاب پروردگارشان و سنت پيامبرشان . تو در بهشت همراه دخترم فاطمه عليها السّلام در قصر من هستى ، تو برادر و رفيق منى . سپس پيامبر اين آيه را تلاوت فرمود :
" إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ؛
برادرانند كه بر تخت‌ها روبه‌روى هم نشسته‌اند . " » « 2 » يعنى كسانى هستند كه به خاطر خدا يكديگر را دوست مىدارند و بعضى به بعضى ديگر نگاه مىنمايند . و در مورد پيمان اخوت دوم حديثى كه طبرانى در كتاب كبير خود ، از ابن عباس نقل كرده است ، تو را بس خواهد بود . در آنجا آمده است كه پيامبر به على فرمود : « آيا هنگامى كه مشاهده كردى من بين مهاجر و انصار برادرى قرار دادم و تو را با هيچ كدام برادر نگرداندم از من ناراحت شدى ؟ آيا راضى نيستى كه تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى باشى با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد . » « 3 »
هامش
- احمد از كتاب مناقب على نقل كرده و آن را حديث 5972 قرار داده است ، مراجعه فرما . ( 1 ) - اين حديث را گروهى از موثقان و اثبات از همهء اينها نقل نموده‌اند كه يكى از آنها متقى هندى است كه در اول صفحهء 41 از جزء پنجم كنز العمال آمده است و حديث 919 به شمار مىآيد ، مراجعه كنيد . ( 2 ) - حجر ، آيهء 47 . ( 3 ) - متقى هندى در كتاب كنز العمال و در منتخب آن ، آن را نقل كرده است و در منتخب به آخر حاشيهء صفحهء
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 239 | السيد عبد الحسين شرف الدين