[ 2 - قضيهء دختر حمزه ؛ ]
2 - و مانند حديث گذشته ، حديث جريان دختر حمزه است ؛ در آن هنگام كه بين على عليه السّلام ، جعفر و زيد ، در مورد وى بحث و گفتوگو بود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اى على تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى . . . » « 1 »
[ 3 - وقتى پيامبر به على تكيه داده بود ؛ ]
3 - همچنين روزى ابو بكر ، عمر ، و ابو عبيدهء جرّاح پيش پيامبر بودند . آن حضرت به على تكيه كرده بود ، دست بر دوش على گذاشت و سپس فرمود : « اى على ، تو نخستين شخصى از مؤمنان هستى كه ايمان آوردهاى ، و اولين نفرى هستى كه اسلام پذيرفتهاى و تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى مىباشى . » « 2 »
[ 4 - در پيمان اخوّت نخستين ؛ ]
4 - احاديثى كه دربارهء روز « عقد اخوّت نخستين » ، كه در مكّه تشكيل شد ، نقل شده است اين مطلب را بيان مىكند ؛ پيامبر پس از هجرت بين مهاجرين برادرى قرار داد و عقد اخوت بست و همين مطلب را فرمود .
[ 5 - در پيمان اخوّت دوم ؛ ]
5 - و در « عقد اخوت و پيمان برادرى دوم » كه پنج ماه پس از مهاجرت ، در مدينه انجام شد و پيامبر بين مهاجر و انصار ، برادرى قرار داد ، همين معنى آمده است . آرى در هر دوبار حضرت على را به عنوان برادر خود انتخاب فرمود ، و براى برترى او بر ديگران ، كسى ديگر را به برادرى خويش نپذيرفت ، « 3 » و مىفرمود : « تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نيست . »
احاديث نقل شده در اينباره ، از طريق عترت پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متواتر است . و از طريق غير عترت ، در مورد « اخوت نخستين » براى شما حديثى كه از زيد بن ابى اوفى نقل شده ، كافى است .
اين حديث را امام احمد بن حنبل در كتاب مناقب على ، ابن عساكر ، در تاريخ خود ، « 4 » بغوى و طبرانى در مجمع خودشان ، بارودى در كتاب المعرفة و
هامش
( 1 ) - امام نسايى اين حديث را در صفحهء 19 خصائص العلويه آورده است .
( 2 ) - حسن بن بدر و حاكم در الكنى و شيرازى در القاب و ابن نجار آن را نقل نمودهاند . و اين همان حديث 6029 و حديث 6032 از احاديث كنز العمال است كه در صفحهء 395 ، جزء ششم آمده است .
( 3 ) - در فضائل على عليه السّلام و در غزوهء تبوك .
( 4 ) - گروهى از اشخاص موثق ، اين حديث را از احمد و ابن عساكر نقل نمودهاند كه يكى از آنها متقى هندى است . به كتاب كنز العمال ، حديث 918 ، در اوايل صفحهء 40 از جزء پنجم و در صفحهء 390 ، جزء ششم ، كه از