شرعا ، درست است . . .
در اينجا ، كسى از اهل عرف ، به اين سخنش گوش نمىدهد كه عام تخصيص خورده بود و در باقى مانده حجت نبود بلكه ، اين عذر بدتر از گناه خواهد بود .
اين قضاوت عرف ، تنها به اين دليل است كه عام پس از تخصيص ، در باقى مانده ظهور دارد و حجت است ، چنانكه بر آگاهان مخفى نيست .
و نيز شما به خوبى مىدانيد كه سيرهء مسلمانان و غير مسلمانان بر اين است كه به عمومات تخصيص خورده ، بدون چونوچرا ، استدلال مىكنند . اين روش ، از پيشينيان و گذشتگان صحابه ، تابعين و كسانى كه بعد از آنان آمدهاند تا هماكنون ، همچنان ادامه دارد .
ائمهء اهل بيت عليهم السّلام و ساير ائمهء مسلمين نيز همين روش را داشتهاند و در آن ترديدى راه ندارد . همين دليل بر حجيت عام تخصيص خورده ، براى شما كافى است . و اگر چنين عامى بر ائمهء اربعه و مجتهدان حجت نبود ، باب علم به احكام شرعى و فرعى ، از روى ادلهء تفصيلى ، مسدود مىگرديد . چه اينكه در مباحث اجتهادى احكام شرعى ، آسياى علم ، برپايهء علم به عمومات ، مىچرخد ، و عامى وجود ندارد كه تخصيص نخورده باشد . و اگر عمومات از درجهء حجيت ساقط شوند ، باب علم و دانش بسته خواهد شد .
نعوذ باللّه .
و السّلام
ش
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٢٣٤