عثمان و بدىهاى على عليه السّلام را برايم بنويس !
اعمش كاغذ را گرفت و در دهان گوسفندى گذاشت كه آن را جويد . سپس به فرستادهء هشام گفت : به هشام بن عبد الملك بگو : اين جواب خواستهء توست .
قاصد گفت : هشام قسم خورده است كه اگر جواب تو را نبرم ، مرا بكشد ، و به دوستان و برادران اعمش متوسل شد تا او را به نوشتن پاسخ وادار كنند . پس از اصرار زياد ، چنين نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، بارى ، اگر عثمان فضايل و مناقب تمام اهل زمين را داشته باشد ، براى تو سودبخش نيست ، و اگر على عليه السّلام ( نعوذ باللّه ) بدى همهء جهان را دارا باشد ، به تو زيانى نخواهد رسيد . پس لازم است كه تو به خود بپردازى و دربارهء خويشتن بينديشى . و السّلام »
ب - ابن عبد البر در باب قول بعضى از دانشمندان دربارهء بعض ديگر ، در كتاب جامع بيان العلم و فضله « 1 » ، از على بن خشرم نقل مىكند ؛ از فضل بن موسى شنيدم كه مىگفت :
با ابو حنيفه به عيادت اعمش رفتيم . ابو حنيفه به او گفت : اگر برايتان مشقت نداشت ، بيش از آنچه عيادتت مىكنم ، به عيادتت مىآمدم !
اعمش پاسخ داد : به خدا سوگند ، تو در خانهات هم كه باشى ، بر من سخت مىگذرد ، چه رسد به اينكه بخواهم قيافهات را ببينم .
ابن خشرم مىگويد : فضل گفت : هنگامى كه از خانه بيرون آمديم ، ابو حنيفه گفت :
اعمش هيچ ماه رمضانى را روزه نگرفته است .
ابن خشرم مىگويد : از فضل پرسيدم كه منظور ابو حنيفه از اين گفته چه بود ؟
فضل پاسخ گفت : منظورش اين است كه او ، در خوردن غذاى سحر ، طبق حديث حذيفه عمل مىكند . 19 *
من مىگويم : بلكه او به اين آيه عمل مىكرد :
« وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ ؛
و بخوريد و بياشاميد تا رشتهء سفيد صبح از رشتهء سياه شب براى شما آشكار گردد سپس روزه را تا شب تكميل
هامش
( 1 ) - به صفحهء 199 مختصر اين كتاب از احمد بن عمر محمصانى بيروتى مراجعه كنيد .