صادق عليهما السّلام پيوسته بودند . و در پيشگاه امامان آل محمّد عليهم السّلام ، مقامى بس بلندمرتبه دارند .
اما حمران ؛ ذهبى وى را ، در كتاب خود ، ميزان الاعتدال ، نام برده و رمز « ق » را در كنار اسمش ، گذارده است تا اشاره كند به آن شخص از اصحاب سنن كه اخبارش را نقل كرده است .
سپس اضافه كرده است : او ، از ابو طفيل و ديگران ، حديث نقل كرده است و « حمزه » قرآن را بر او خوانده است . وى از قرآن كاملا آگاهى داشت .
ابن معين دربارهاش گفته است : مهم نيست .
ابو حاتم گفته است : استاد و بزرگ است .
و ابو داود گفته است : او رافضى است . . .
* * *
« خ »
25 - خالد بن مخلد قطوانى ، ابو هيثم ، كوفى
وى استاد و شيخ بخارى ، در صحيحش ، است .
ابن سعد شرح حال او را ، در طبقات ، جزء ششم ، صفحهء 283 ، آورده و گفته است : او آشكارا شيعه بودنش را اعلام مىكرد .
وى در نيمهء محرم سال 213 به هنگام زمامدارى مأمون ، در كوفه از دنيا رفت .
او در شيعه بودن افراط مىكرد [ عدهاى از او احاديثى فراگرفته ] و نوشتهاند . . .
ابو داود ، دربارهاش گفته است : سخت راستگوست ، ولى شيعه است .
جوزجانى مىگويد : او ، بدون واهمه و آشكارا ، به مخالفان خود بد مىگفت و مذهب بد خودش ( تشيع ) را در همه جا علنى بازگو ( و از آن دفاع ) مىكرد .
ذهبى شرح حالش را نوشته و آنچه را ما از ابو داود و جوزجانى نقل كرديم ، آورده است .
مسلم و بخارى ، در مواردى از صحيح خود ، به احاديث او استدلال كردهاند .
مىتوانيد احاديثى را كه او از مغيرة بن عبد الرحمن نقل كرده است ، در صحيح بخارى و احاديثى را كه از محمّد بن جعفر بن ابى كثير ، مالك بن انس ، محمّد بن موسى نقل