نموده است ، در صحيح مسلم ملاحظه كنيد .
اما احاديثى كه او از سليمان بن بلال و على بن مسهر نقل نموده است ، در هر دو صحيح وجود دارد .
بخارى ، بدون واسطه ، در جاهاى متعددى از صحيح خود ، از او حديث نقل مىكند و با واسطهء محمّد بن عثمان بن كرامه نيز دو حديث از او نقل كرده است .
اما مسلم به وسيلهء ابو كريب ، احمد بن عثمان اودى ، قاسم بن زكريا ، عبد بن حميد ، ابن ابى شيبه و محمّد بن عبد اللّه بن نمير ، از او حديث نقل مىنمايد .
نويسندگان سنن ، همه ، به احاديث او استدلال مىكنند و از مذهب او نيز كاملا آگاهاند .
* * *
« د »
26 - داود بن ابو عوف ، ابو الجحاف
ابن عدى از او نام برده و گفته است : « وى از كسانى نيست كه من به احاديثش استدلال كنم ؛ زيرا او شيعه است و تمام رواياتش در فضايل اهل بيت است . . . . »
بينديش و در شگفتى باش ! راستى گفتهء ناصبيان چه زيانى ممكن است به داود برساند ، پس از آنكه سفيان ثورى ، سفيان بن عيينه ، على بن عابس و ديگر اعلام اين طبقه ، از او حديث فراگرفتهاند ؟
و ابو داود و نسايى به سخنش استدلال كردهاند ، احمد و يحيى نيز او را توثيق كردهاند .
نسايى گفته است : در او عيبى نيست و حاتم نيز گفته است : فردى صالح در نقل حديث است .
ذهبى ، در كتاب ميزان الاعتدال ، شرح حال او را آورده و آنچه را دربارهاش گفتيم ، نقل نموده است .
احاديثى را كه او از ابو حازم اشجعى ، عكرمه و ديگران نقل كرده است ، مىتوانيد در سنن ابو داود و نسايى مشاهده كنيد .
* * *