عبيدة بن سليمان گفته است : به نظر من ، خداوند شرم دارد كه حسن بن صالح [ با اين پاكى و صفايش ] را كيفر دهد .
يحيى بن ابو بكر به حسن بن صالح گفت : چگونگى غسل ميت را براى ما تشريح كن .
حسن در اثر گريهء بسيار ، قدرت بر توضيح آن پيدا نكرد .
عبيد اللّه بن موسى مىگويد : من براى على بن صالح قرآن مىخواندم ، هنگامى كه به اين جمله ،
« فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ . . . ؛
در مورد كيفر كافران عجله مكن . . . » « 1 » رسيدم ، ناگاه برادرش ، حسن [ از ترس كيفر قيامت ] بر زمين سقوط كرد و همانند گاوى كه بر زمين افتاده و خرخر مىكند ، صدا مىكرد . برادرش ، على ، او را از زمين برگرفت ، صورتش را پاك كرد ، به او آب پاشيد و او را تكيه داد [ تا كمكم به حال طبيعى و عادى بازگشت ] .
وكيع گفته است : حسن و على پسران صالح هستند . اين دو و مادرشان ، سه نفرى ، شب را به سه بخش تقسيم كرده بودند و هركدام در يك سوم آن ، به عبادت برمىخاستند . پس از آنكه مادرشان به رحمت ايزدى پيوست ، آنها شب را دو بخش كردند و آنگاه كه على مرد ، حسن تمام شب را بيدار مىماند و مشغول عبادت بود .
ابو سليمان دارانى مىگويد : هيچ كس را نديدم كه خوف و ترس [ از خدا و آخرت ] در چهرهاش ، آشكارتر از حسن بن صالح باشد ؛ او شبى به خواندن سورهء عمّ يتسائلون [ كه از وضع آخرت سخن مىگويد ] شروع كرد ، پس بيهوش افتاد و همچنان تا صبح نتوانست آن را به پايان برساند .
وى در سال 100 ه . ق قدم به اين جهان گذارده ، و در سال 199 جهان فانى را وداع گفته است . خداى بر او رحمت فراوان فرستد .
* * *
22 - حكيم بن عتيبه كوفى
ابن قتيبه ، صريحا گفته است : او شيعه است . و در كتاب معارف خود نيز ، او را از رجال شيعه به شمار آورده است .
هامش
( 1 ) - مريم ، آيهء 84 .