كه ابن عبد اللّه ، در كتاب جامع البيان ، به اين معنى اشاره كرده و سخن ابراهيم نخعى را كه در تكذيب شعبى صريح است ، نقل كرده است . آنگاه چنين گفته است : « 1 » گمان مىكنم كه شعبى كيفر خود را در مورد سخنش دربارهء حارث همدانى مىكشد ، آنجا كه گفته است :
حارث برايم نقل كرد ، و او يكى از دروغگويان است .
ابن عبد البرّ گفته است : از حارث دروغى شنيده نشده است ، و اينكه بر او خشم گرفتهاند ، به سبب افراط علاقهاش در حبّ على عليه السّلام و مقدم داشتن على عليه السّلام بر ديگران است . به همين دليل شعبى او را دروغگو دانسته است ؛ زيرا شعبى عقيده دارد كه ابو بكر از همه افضل ، و نخستين كسى است كه اسلام آورده است . همچنين به برترى عمر بر ديگران باور دارد .
من مىگويم : و از كسانى كه نسبت به حارث ، ناروا گفتهاند « محمّد بن سعد » است .
شرح حال او را در جزء ششم طبقات ذكر كرده و گفته است : او نظريه و عقيدهء بدى دارد .
[ ابن سعد ] در اداى حق او كوتاهى كرده است ، چنانكه عادت او در مورد رجال شيعه است ؛ او دربارهء آنان ، نه در علم ، و نه در عمل ، انصاف را مراعات نكرده است . اما نظريه و اعتقاد بدى كه ابن سعد از حارث نقل كرده است ، همان ولاى آل محمّد و آگاهى از مقام و موقعيت آنان است ، چنانكه ابن عبد البر ، همانگونه كه نقل نموديم ، به آن اشاره كرده است .
حارث در سال 65 ه . ق به رحمت ايزدى پيوسته است . خدا رحمتش كند .
* * *
20 - حبيب بن ابى ثابت اسدى كاهلى كوفى
وى از تابعين است . ابن قتيبه در كتاب معارف ، و شهرستانى در ملل و نحل ، او را از رجال شيعه به شمار آوردهاند .
ذهبى در ميزان ، نام وى را آورده و رمز صحاح سته را در كنار نام وى قرار داده است تا اشاره كند به اينكه احاديث او مورد قبول و استدلال آنهاست ، و گفته است : همهء
هامش
( 1 ) - چنانكه در صفحهء 196 كتاب مختصر جامع بيان العلم و فضله نوشتهء علامه احمد بن عمر محمصانى بيروتى ، نويسندهء معاصر ، آمده است .