نويسندگان صحاح ، بدون ترديد ، به احاديث او احتجاج و استدلال مىكنند . و گفته است :
ابن معين و جماعتى او را توثيق كردهاند .
من مىگويم : دولابى او را ، تنها به دليل شيعه بودن ، از ضعفا شمرده است . اما به راستى كه عمل ابن عون ، مرا به حيرت و وحشت انداخته است ؛ چرا كه چون راهى براى طعن و عيبجويى در حبيب نيافته و از طرفى ، هواوهوس و خواستههاى دلش بر اين بود كه عيبى در او بجويد ، از او با تعبير اعور ياد مىكند . درحالىكه نقص در چشم ، نقص نيست ، بلكه فحشا و سخنان هرزه عيب است .
شما مىتوانيد احاديثى را كه سعيد بن جبير و ابو وائل از حبيب نقل كردهاند ، در صحيح بخارى و صحيح مسلم مشاهده كنيد . اما حديث او از زيد بن وهب تنها ، در صحيح بخارى موجود است .
و در صحيح مسلم ، او از محمّد بن على بن عبد اللّه بن عباس ، طاوس ، ضحاك مشرقى ، ابو العباس بن شاعر ، ابو منهال ، عبد الرحمن ، و عطاء بن يسار ، ابراهيم بن سعد بن وقاص و مجاهد حديث نقل كرده است .
احاديث نقل شده از او ، در صحيح مسلم و صحيح بخارى ، به وسيلهء مسعر ، ثورى و شعبه موجود است .
و مطابق آنچه در صحيح مسلم است ، سليمان اعمش ، حصين ، عبد العزيز بن سياه و ابو اسحاق شيبانى از او حديث نقل كردهاند .
حبيب ، در سال 119 ه . ق رخت از جهان بربست . خدا رحمتش كند .
* * *
21 - حسن بن حى
نام حى ، صالح بن صالح همدانى است . بنابراين حسن برادر على بن صالح است و هر دو از بزرگان و سرشناسان شيعه بودهاند . اين دو ( حسن و على ) باهم متولد شدهاند ( دو قلو بودهاند ) اما على كمى زودتر از حسن تولد يافته است . لذا كسى نشنيده است كه حسن او را با نام صدا كند ، بلكه ، هميشه ، او را با كنيه ( كه نشانهء احترام است ) صدا مىكرده و ابو محمّد مىخوانده است . اين مطلب را ابن سعد ، در شرح حال على ، در جزء