[ الحديث 1539 يوسف عليه السّلام ]
و فيه أيضا : باب « يوسف عليه السّلام » عن مسمع ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام قال : لمّا طرح إخوة يوسف يوسف في الجبّ أتاه جبرئيل عليه السّلام فقال : يا غلام ! ما تصنع ههنا ؟ فقال : إنّ إخوتي ألقوني فى الجبّ ، قال : أفتحبّ أن تخرج منه ؟ قال :
ذاك إلى اللّه عز و جل إن شاء أخرجني ، قال عليه السّلام : فقال : إنّ اللّه عزّ و جلّ يقول لك ادعني بهذا الدعآء اخرجك من الجبّ ، فقال له : و ما الدعآء ؟ فقال : قل :
( اللّهمّ إنّي أسألك بأنّ لك الحمد لا إله إلّا أنت ، المنّان بديع السموات و الأرض ذو الجلال و الإكرام أن تصلّى علي محمّد و آل محمّد و أن تجعل لي ممّا أنا فيه فرجا و مخرجا ) قال عليه السّلام : ثمّ كان من قصّته ما ذكر اللّه تعالى في كتابه .
[ الحديث 1540 يوسف عليه السّلام ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن سيف بن عميرة قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول ) جاء جبرئيل عليه السّلام إلى يوسف عليه السّلام و هو في السجن فقال له : يا يوسف ! قل في دبر كلّ صلاة : اللّهمّ اجعل لي من أمري فرجا و مخرجا و ارزقني من حيث
هامش
( 1 ) 1539 - و نيز در همان كتاب : باب « يوسف عليه السّلام » از مسمع از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : هنگامى كه برادران يوسف ، يوسف را در چاه افكندند جبرئيل ( ع ) نزد أو آمد و گفت اى جوان در اينجا چه ميكنى ؟ پس يوسف گفت برادرانم مرا در اين چاه افكندند ، جبرئيل گفت آيا دوست ميدارى كه از چاه بيرون آئى ؟ گفت اين امر بارادهء خداوند با عزت و جلال است ، اگر بخواهد مرا بيرون مىآورد ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود : پس جبرئيل به او گفت همانا خداى با عزت و جلال به تو ميفرمايد كه مرا به اين دعاء بخوان تا تو را از چاه بيرون آورم ، يوسف به او گفت آن دعاء كدام است ؟
جبرئيل گفت بگو : اللهم ، تا آخر دعا كه در قسمت عربى است ) يعنى خداوندا من از تو مسألت ميكنم و ميخواهم بسبب آنكه حمد و ستايش مختص بذات مقدس تو مىباشد و معبود بحقى جز تو نيست ، بسيار منت نهندهاى ، آفرينندهء آسمانها و زمين هستى ، و صاحب جلال و بزرگى مى باشى كه بر محمد و آل محمد رحمت بفرستى و براى من فرج و گشايش و راه نجاتى از آنچه در آن هستم ( از اين گرفتاريم ) قرار دهى ، حضرت صادق ( ع ) فرمود :
پس داستان و سرگذشت يوسف آن شد كه خداى تعالى در كتاب خود ( قرآن ) ذكر فرموده ( كه بمقامات عاليه و سلطنت رسيد ) .
( 2 ) 1540 - و نيز در همان كتاب و باب : از سيف بن عميره روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم كه ميفرمود : جبرئيل ( ع ) نزد يوسف ( ع ) آمد در حالى كه در زندان بود و به او گفت اى يوسف ( براى نجات از زندان ) در تعقيب هر نماز بگو :
اللهم اجعل