تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و عظما ازداد صاحبه بلاء ، فلا تغتبطوا أصحاب الأموال إلّا به من جاد بماله في سبيل اللّه ، و لكن ألا اخبركم به من هو أقلّ من صاحبكم بضاعة و أسرع منه كرّة و أعظم منه غنيمة و ما اعدّ له من الخيرات محفوظ له في خزآئن عرش الرّحمن ؟ قالوا : بلى يا رسول اللّه ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : انظروا إلى هذا المقبل إليكم ، فنظرنا فاذا رجل من الأنصار رثّ الهيئة ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : إنّ هذا لقد صعد له في هذا اليوم إلى العلوّ من الخيرات و الطّاعات ما لو قسّم على جميع أهل السّماوات و الأرض لكان نصيب أقلّهم منه غفران ذنوبه و وجوب الجنّة له ، قالوا : بماذايا رسول اللّه ؟ فقال : سلوه يخبركم عمّا صنع في هذا اليوم ، فأقبل عليه أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و قالوا له : هنيئا لك ما بشّرك به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، فما ذا صنعت في يومك هذا حتّى كتب لك ما كتب ؟ فقال الرّجل : ما أعلم أنّي صنعت شيئا غير أنّي خرجت من بيتي و أردت حاجة كنت أبطأت عنها فخشيت أن تكون فاتتني ، فقلت في نفسي :
هامش
غبطهء صاحبان مال و ثروتها را نخوريد جز كسى كه مال خود را در راه خدا انفاق نمايد ليكن آيا بشما خبر ندهم از كسى كه از اين رفيق تاجر شما سرمايه‌اش كمتر و بازگشتنش زودتر و سودش بيشتر بوده و آنچه از نعمتها و ثوابها كه جهت او آماده گشته در خزائن و گنجينه‌هاى عرش پروردگار مهربان محفوظ و ذخيره است ، حضار عرض كردند آرى ( ما را خبر بده ) يا رسول اللَّه ، پس رسول خدا ( ص ) فرمود : به اين كسى كه بجانب شما مىآيد بنگريد و ما نگاه كرديم و مردى را كه از انصار و ضعيف و خوار و كهنه لباس بود ديديم پس رسول خدا ( ص ) فرمود : براى اين مرد در اين روز از كارهاى نيك و طاعات ، عملى و طاعتى به آسمان برده شده ( و مورد قبول واقع گشته ) كه اگر آن بر تمام اهل آسمانها و زمين قسمت و پخش شود همانا نصيب و سهم كم‌بهره‌ترين ايشان آمرزش گناهان و واجب شدن بهشت جهت او باشد ، حضار عرضكردند يا رسول اللَّه بچه سبب ( يعنى طاعتى كه انجام داده چه بوده ) فرمود : از خودش سؤال كنيد تا بشما از آنچه كه امروز بجا آورده خبر دهد ، پس اصحاب رسول خدا ( ص ) به او روى آوردند ( نزد آن مرد رفتند ) و به او گفتند گوارا باشد تو را آنچه كه رسول خدا ( ص ) بشارت آن را به تو داده ، پس در اين روز خود چه طاعتى انجام داده‌اى تا آنكه براى تو نوشته شد آنچه مكتوب و مضبوط گشته ( و رسول خدا خبر داده ) پس آن مرد گفت چيزى و عبادتى را نميدانم كه من انجام داده باشم جز اينكه من از خانهء خود بيرون آمدم و قصد رفتن در پى حاجتى داشتم كه وقت و موعد آن را تأخير انداخته بودم ( و دير شده بود ) و ترسيدم كه آن حاجت از من فوت شده باشد پس
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 369 | ميرزا أحمد الآشتياني