ندعوا النّاس إلى هذا الأمر ؟ فقال : لا يا فضيل ، إنّ اللّه إذا أراد بعبد خيرا و كلّ ملكا فأخذ بعنقه فأدخله في هذا الأمر طائعا أو كارها .
[ الحديث 1418 حبّ لقاء اللّه و ذمّ الفرار من الموت ]
و فيه أيضا : باب « حبّ لقاء اللّه و ذمّ الفرار من الموت » ( الخصال ) عن هشام بن سالم ، عن الصّادق ، عن أبيه ، عن جدّه عليهم السّلام قال : سئل أمير المؤمنين عليه السّلام بماذا أحببت لقاء اللّه ؟ قال : لما رأيته قد اختار لي دين ملائكته و رسله و أنبيائه علمت أنّ الّذي أكرمني بهذا ليس ينساني فأحببت لقآءه .
[ الحديث 1419 حبّ لقاء اللّه و ذمّ الفرار من الموت ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( معاني الأخبار ) عن عبد الصّمد بن بشير ، عن بعض أصحابه ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : قلت له أصلحك اللّه ، من أحبّ لقاء اللّه أحبّ اللّه لقآءه و من أبغض لقاء اللّه أبغض اللّه لقآءه ؟ قال : نعم ، قلت :
فو اللّه إنّا لنكره الموت ، فقال : ليس ذاك حيث تذهب ، إنّما ذاك عند المعاينة إذا
هامش
گفت به حضرت صادق ( ع ) عرضكردم : ما مردم را به اين امر ( امامت ) بخوانيم ؟ حضرت فرمود : نه اى فضيل ، همانا خداوند چون براى بندهاى نيكى را اراده فرمايد فرشتهاى را بگمارد ( و توفيقى به او مرحمت نمايد ) و او را در اين امر ( اعتقاد بولايت و دوستى اهل بيت عليهم السّلام ) داخل سازد چه بطوع و رغبت باشد و يا در ابتداء راغب نباشد و خداوند او را به اين امر راغب و مائل گرداند .
( 1 ) 1418 - و نيز در همان كتاب : باب « حب لقاء خدا و مذمت فرار از مرگ » از كتاب خصال از هشام بن سالم از حضرت صادق ( ع ) از پدر بزرگوارش از جدش عليهم السّلام روايت شده كه فرمود : از امير المؤمنين ( ع ) سؤال شد بچه سبب ملاقات خدا ( و مرگ ) را دوست دارى ؟ حضرت فرمود : چون ديدم خداوند دين فرشتگان و رسولان و پيغمبران خود را براى من اختيار فرمود و برگزيد ، دانستم كه آن كسى كه مرا بچنين امرى گرامى داشته چنان نباشد كه مرا فراموش نمايد ، پس ملاقات او را دوست داشتم .
( 2 ) 1419 - و نيز در همان كتاب و باب : از كتاب معانى الاخبار از عبد الصمد بن بشير از بعض اصحابش روايت شده كه گفت به حضرت صادق ( ع ) عرضكردم خداوند امور تو را بخير و خوبى پيش آورد كسى كه ملاقات خدا ( و مرگ ) را دوست بدارد خداوند ملاقات او را ( نيز ) دوست ميدارد ، و كسى كه ملاقات خدا را دشمن بدارد خداوند ملاقاتش را دشمن ميدارد ؟ حضرت فرمود : آرى ، عرضكردم پس به خدا سوگند همانا ما مرگ را خوش نداريم و از آن متنفريم ، حضرت فرمود : چنين نيست كه تو پنداشتى ، اين ( دوست داشتن ملاقات خدا و مرگ و دشمن داشتن آن ) نزد شهود آن عالم است ( در حال احتضار ) هنگامى كه