يتهافتن با لبهتان و يتمادين بالطّغيان و يتصدّين للشيطان ، فداروهنّ على كلّ حال و أحسنوا لهنّ المقال لعلّهنّ يحسنّ الفعال
.
[ الحديث 1402 معنى العقل ]
في مجموعة الورّام : ( الجزء الاوّل ) عن النّبي صلّى اللّه عليه و آله : يا عليّ ! العقل ما اكتسب به الجنّة و طلب به رضا الرّحمن .
[ الحديث 1403 عفو مالك الأشتر ره لمن أساء اليه و الاستغفار له ]
و فيه أيضا : ( الجزء الاوّل ) حكى أنّ مالكا الأشتر رضى اللّه عنه كان مجتازا بسوق الكوفة و عليه قميص خام و عمامة منه ، فرآه بعض أهل السّوق فازدري بزيّه فرماه ببندقة تهاونا به ، فمضى و لم يلتفت ، فقيل له : و يلك أ تدري به من رميت ؟
فقال : لا ، فقيل له : هذا مالك صاحب أمير المؤمنين عليه السّلام فارتعد الرّجل و مضى إليه ليعتذر منه ، فرآه و قد دخل مسجدا و هو قائم يصلّي فلمّا انفتل أكبّ الرّجل على قدميه يقبّلهما ، فقال : ما هذا الأمر ؟ فقال : أعتذر إليك ممّا صنعت ، فقال :
لا بأس عليك ، فو اللّه ما دخلت المسجد إلّا لأستغفرنّ لك .
هامش
حملهور شوند و در افتند و در طغيان و سركشى كوشش نمايند و بر آن مداومت كنند ، و امور و اعمال شيطانى را عهدهدار گردند ، پس در هر حال با ايشان مدارا كنيد و گفتار خود را با آنان نيكو گردانيد ، شايد ايشان رفتار خود را نيكو سازند .
( 1 ) 1402 - در مجموعهء ورام : ( جزء اول ) از پيغمبر اكرم ( ص ) روايت شده كه بامير المؤمنين ( ع ) فرمود : يا على ، عقل آن چيزيست كه بهشت بوسيلهء آن كسب شود و بدست آيد و رضايت و خوشنودى پروردگار مهربان به آن طلب شود .
( 2 ) 1403 - و نيز در همان كتاب : در جزء اول است كه حكايت شده كه مالك اشتر رضى اللَّه عنه از بازار كوفه ميگذشت و بر ( بدن و سر ) او جامه و عمامهء كرباسينى بود ، پس بعضى از اهل بازار او را ديد و شأن و مقام ويرا كوچك شمرد و گلولهء گلى به جهت خوار شمردنش به او پرتاب نمود ، پس مالك رفت و به او توجهى نفرمود ، پس به آن مرد گفته شد واى بر تو آيا ميدانى كه گلولهء گل را بچه كسى پرتاب كردى ؟ گفت نه ، به او گفته شد اين مالك ( اشتر ) يار امير المؤمنين است ، پس آن مرد به خود لرزيد و به سمت مالك رهسپار گرديد كه از او عذر خواهى نمايد ، و او را ديد كه در مسجدى داخل شد و ايستاده و مشغول به نماز است ، پس چون از نماز فارغ گشت خود را بر قدمهاى او افكند و پاهاى ويرا ميبوسيد مالك گفت اين چه كار است كه ميكنى ؟ عرضكرد از آن جسارت كه به تو كردم عذر ميخواهم مالك فرمود : باكى بر تو نيست ، پس به خدا سوگند در مسجد داخل نشدم جز براى آنكه ( از خداوند ) جهت تو طلب آمرزش نمايم .