تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

[ الحديث 1400 إخبار الله تعالى نبيه ص و إخبار النبي ص أمته بما جرى على أهل بيته ع من الظلم و العدوان ]

و فيه أيضا : في ذلك الجزء و بالاسناد قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : يأتي عليّ النّاس زمان الصّابر منهم على دينه له أجر خمسين منكم ، قالوا يا رسول اللّه ! أجر خمسين منّا ؟ قال : نعم ، أجر خمسين منكم قالها ثلاثا .

[ الحديث 1401 استحباب معصية النساء و ترك طاعتهن و لو في المعروف ]

في أمالي الصّدوق : ( المجلس السّابع و الثلاثون ) عن محمّد بن أبي عمير ، عن غير واحد ، عن الصّادق جعفر بن محمّد ، عن أبيه ، عن آبائه عليهم السّلام قال : شكا رجل من أصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام نساءه فقام عليه السّلام خطيبا فقال : معاشر النّاس لا تطيعوا النساء على حال و لا تأمنوهنّ على مال و لا تذروهنّ يدبّرن أمر العيال فانّهنّ إن تركن و ما أردن أوردن المهالك و عدّون أمر المالك فانّا وجدنا هنّ لا ورع لهنّ عند حاجتهنّ و لا صبر لهنّ عند لهنّ عند شهوتهنّ ، البذخ لهنّ لازم و إن كبرن ، و العجب بهنّ لاحق و إن عجزن ، لا يشكرن الكثير إذا منعن القليل ، ينسين الخير و يحفظن الشّر ،
هامش
( 1 ) 1400 - و نيز در همان كتاب و جزء و به همان سند از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : زمانى بر مردم مىآيد كه براى صابر و شكيبايان از ايشان اجر و پاداش پنجاه نفر از شما باشد ( اصحاب از روى تعجب ) عرضكردند : اى رسول خدا ، اجر پنجاه نفر از ما ؟ حضرت فرمود : آرى ، پاداش پنجاه نفر از شما ( براى او باشد ) و اين مطلب را سه بار تكرار فرمود . ( 2 ) 1401 - در امالى صدوق : ( مجلس سى و هفتم ) از محمد بن ابى عمير از جماعتى ( از راويان حديث ) از حضرت صادق ( ع ) از پدر بزرگوارش از پدران گراميش عليهم السّلام روايت شده كه فرمود : مردى از اصحاب امير المؤمنين ( ع ) از زنان خود ( به آن حضرت ) شكايت نمود ، پس حضرت جهت خطابه و سخنرانى به پا خواست و فرمود : اى گروه مردم زنان را در هيچ حالى اطاعت ننمائيد و بر هيچ مالى ايشان را امين قرار ندهيد ، و آنان را وامگذاريد كه امر خانوادهء شما را تدبير نمايند ، زيرا اگر ايشان را با آنچه كه اراده كنند و بخواهند رها نمائيد خانواده را در مهلكه و فسادها وارد ميكنند و از امر و فرمان شوهر كه مالك و شايستهء تدبير امور خانواده است تجاوز و سر پيچى نمايند ، پس همانا ما ايشان را چنين يافتيم كه هنگام نيازمنديشان هيچ گونه ورع و پرهيزى ( از گناهان ) براى آنان نيست ، و نزد شهوت و رغبت بخواسته‌هاى نفسانى جهت ايشان صبر و شكيبائى نباشد سركشى و به خود نازيدن خوى آنانست گرچه پير شوند ، و عجب و به خود باليدن پيوستهء بايشانست گرچه عاجز و ناتوان گردند ، هر گاه چيز اندك و كوچكى از خواسته‌هاى آنان بايشان داده نشود نعمت بسيارى را كه به آنان رسيده ( فراموش كنند و ) سپاسگزارى ننمايند خير و نيكى را فراموش كنند و شر و بدى را به ياد خود ميسپارند ، به بهتان زدن به يكديگر