تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
منكم عيب غيره لما يعلم من عيب نفسه و ليكن الشكر شاغلا له على معافاته عمّا ابتلى به غيره .

[ الحديث 1263 في النّهي عن عيب النّاس ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن ابن عمر قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : كان بالمدينة أقوام لهم عيوب فسكتوا عن عيوب النّاس فأسكت اللّه عن عيوبهم النّاس فماتوا و لا عيوب لهم عند النّاس ، و كان بالمدينة أقوام لا عيوب لهم فتكلّموا في عيوب النّاس فأظهر اللّه لهم عيوبا لم يزالوا يعرفون بها إلى أن ماتوا .

[ الحديث 1264 كراهة اليمين الصادقة و عدم تحريمها ]

و فيه أيضا : ( كتاب الأيمان ) باب « كراهة اليمين الصادقة و عدم تحريمها » عن السكوني ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : من أجلّ اللّه أن يحلف به أعطاه اللّه خيرا ممّا ذهب منه .
هامش
شوى ، پس هر كس از شما كه عيب غير خود را بداند ( و از آن آگاه باشد ) به جهت آنچه از عيب‌هاى خود كه ميداند البته بايد از عيبگوئى از ديگران خوددارى نمايد ، و بايد شكر و سپاسگزارى خدا بر نعمت عافيت و سلامت از عيوبى كه غير او به آن مبتلا و گرفتار گشته از عيبگوئى مردم او را مشغول سازد و باز دارد . ( 1 ) 1263 - و نيز در همان كتاب و باب : از ابن عمر روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : در مدينه طوايفى بودند كه براى آنها عيوبى بود پس ايشان از گفتن عيبهاى مردم سكوت نمودند و خداوند هم مردم را از عيبهاى آنها ساكت نمود ( مردم را بعيبهاى آنان متوجه نفرمود ) پس مردند در حالى كه براى آنها نزد مردم عيبهائى نبود ، و ( نيز ) طوايفى در مدينه بودند كه عيبهائى جهت ايشان ( در نظر مردم ) نبود پس در بارهء عيبهاى مردم سخن گفتند پس خداوند عيبهاى آنها را براى مردم ظاهر و آشكارا ساخت كه هميشه به آن عيبها شناخته ميشدند تا آنكه مردند . ( 2 ) 1264 - و نيز در همان كتاب : ( كتاب أيمان ) باب « كراهت قسم راست و حرام نبودن آن » از سكونى از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : كسى كه خدا را بزرگ بشمارد از آنكه بنام او قسم ياد نمايد خداوند برتر از آنچه از كف او رفته بوى عطا فرمايد ( كسى كه به جهت تعظيم و احترام خدا بنام مقدسش قسم ياد نكند و به او خسارت و زياني برسد خداوند به بهتر از آنچه از كفش رفته خسارتش را جبران خواهد فرمود ) .