تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
فيه لا يستطيع التحوّل عنه إلى غيره أو يؤذي جليسه بما لا يعنيه .

[ الحديث 1262 في النّهي عن عيب النّاس ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، محمّد بن الحسين الرّضي في نهج البلاغة ، عن أمير المؤمنين عليه السّلام أنّه قال : « في النّهي عن عيب النّاس » و إنّما ينبغي لأهل العصمة و المصنوع إليهم في السلامة أن يرحموا اهل الذّنوب و المعصية و يكون الشكر هو الغالب عليهم و الحاجز لهم عنهم فكيف بالعائب الّذي عاب أخاه و عيّره ببلواه ، أما ذكر موضع ستر اللّه عليه من ذنوبه ما هو أعظم من الذّنب الّذي عاب به ؟ فكيف يذمّه بذنب قد ركب مثله ، فان لم يكن ركب ذلك الذّنب بعينه فقد عصى اللّه فيما سواه ممّا هو أعظم منه ، و أيم اللّه لو لم يكن عصاه في الكبير لقد عصاه في الصغير و لجرأته على عيب النّاس أكبر ، يا عبد اللّه ، لا تعجل في عيب عبد بذنب فلعلّه مغفور له ، و لا تأمن على نفسك صغير معصية فلعلّك تعذّب عليه ، فليكفف من علم
هامش
را بر مردم عيب شمارد كه در خودش هم موجود است و ( به جهت مسامحه و سستى ) نميتواند كه خود را از آن پاكيزه گرداند و بصفت نيك و ستوده‌اى در آورد ، يا همنشين خود را به آنچه كه براى او فائده و سودى ندارد بيازارد . ( 1 ) 1262 - و نيز در همان كتاب و باب : از محمد حسين رضى در نهج البلاغه از حضرت أمير المؤمنين ( ع ) روايت شده كه در نهى از عيبگوئى از مردم فرمود : و همانا براى كسانى كه از معصيت و نافرمانى ( خداوند بسبب توفيقى كه بايشان عطا فرموده ) محفوظ مانده‌اند و در سلامتى ( از عيوب ) به آنان احسان شده سزاوار است كه بر اهل گناهان ترحم نمايند ( بواسطهء راهنمائى و نصيحت ايشان را از معاصى برهانند ) و شكر و سپاسگزارى ( پروردگار بر نعمت توفيق پرهيز از گناهان ) بر ايشان مسلط و غالب باشد و ايشان را از عيبجوئى آنان باز دارد ، پس ( خوددارى از عيبگوئى ) چگونه است نسبت به كسى كه از برادر دينى خود عيبگوئى كند و او را ببليه و گرفتاريش سرزنش نمايد آيا به اين قسمت توجه ننموده كه خداوند گناهى از گناهانش را بر او پوشيده داشته ( و مردم را بر آن آگاه نفرموده ) كه از آن گناهى كه برادرش را به آن عيبگوئى كرده بزرگتر است ، پس چگونه او را مذمت مىكند بگناهى كه خود مانند آن را مرتكب گشته و اگر عيب آن گناه را مرتكب نگشته پس خداوند را نافرمانى نموده در غير آن بگناهى كه از آن بزرگتر است ، و به خدا سوگند اگر در گناه بزرگ خدا را نافرمانى نكرده البته در گناه كوچك او را نافرمانى نموده ، و همانا جرأت او بر عيبگوئى از مردم ( از بسيارى از گناهان ) بزرگتر است ، اى بندهء خدا در عيبگوئى بنده‌اى بسبب گناهى كه انجام داده شتاب منما شايد آن گناه براى او ( بتوبه ) آمرزيده شده باشد ، و بر نفس خويش نسبت بگناه كوچك هم ايمن مباش به جهت آنكه شايد تو بر آن عذاب