إله إلّا هو لا يحسن ظنّ عبد مؤمن باللّه إلّا كان اللّه عند ظنّ عبده المؤمن ، لأنّ اللّه كريم بيده الخيرات يستحيي أن يكون عبده المؤمن قد أحسن به الظنّ ثمّ يخلف ظنّه و رجاءه ، فأحسنوا باللّه الظنّ و الرغبوا إليه .
[ الحديث 1227 حسن الظّنّ باللّه عزّ و جلّ ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع ، عن أبي الحسن الرضا عليه السّلام قال : أحسنوا الظنّ باللّه ، فإنّ اللّه عزّ و جلّ يقول : أنا عند ظنّ عبدى المؤمن بي ، إن خيرا فخيرا و إن شرّا فشرّا .
[ الحديث 1228 وجوب حسن الظنّ باللّه ]
في الوسائل : ( كتاب الجهاد ) باب « وجوب حسن الظنّ باللّه » عن أحمد ابن عمر ، عن أبي الحسن الرّضا عليه السّلام في حديث قال : فأحسن الظنّ باللّه فانّ أبا عبد اللّه عليه السّلام كان يقول : من حسن ظنّه باللّه كان اللّه عند ظنّه به ، و من رضى بالقليل من الرزق قبل منه اليسير من العمل .
هامش
كه جز او معبود بحقى نيست سوگند ، گمان هيچ بندهء با ايمانى در بارهء خداوند نيكو نباشد مگر آنكه خدا نزد گمان بندهء مؤمن خود مىباشد ( بر حسب گمان بندهاش با او رفتار خواب فرمود ) زيرا خداوند كريم است خير و نيكى بدست قدرت اوست ، ابا و امتناع دارد از اينكه بندهء مؤمن به او خوش گمان باشد سپس بر خلاف گمان و اميد او رفتار فرمايد ، پس گمان خود را به خداوند نيكو كنيد و بعبادت و فرمانبرى و رحمت و كرم او رغبت نمائيد .
( 1 ) 1227 - و نيز در همان كتاب و باب : از محمد بن اسماعيل بن بزيع از حضرت رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : گمان خود را به خداوند نيكو كنيد زيرا خداوند با عزت و جلال ميفرمايد : من در نزد گمان بندهء مؤمن بخودم هستم ، اگر گمان او نسبت به من نيك باشد پس رفتار من با او نيز نيك خواهد بود ، و اگر گمانش به من بد باشد رفتار من با او نيز بد شود .
( 2 ) 1228 - در وسائل : ( كتاب جهاد ) باب « وجوب حسن ظن به خدا » از احمد بن عمر از حضرت رضا ( ع ) در حديثى روايت شده كه فرمود : گمان خود را به خداوند نزد گمان وى كه به خدا دارد خواهد بود ، و كسى كه به روزى كم خوشنود باشد عمل اندك او پذيرفته ميگردد .