[ الحديث 1222 فيما أوحى اللّه إلى داود عليه السّلام ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، قال : ( أى محمّد بن عليّ بن الحسين بن بابويه في المجالس ) و قال الصادق عليه السّلام : أوحى اللّه إلى داود عليه السّلام : يا داود ! بي فافرح و بذكري فتلذّذ و بمناجاتي فتنعّم ، فعن قليل اخلّي الدّار من الفاسقين و أجعل لعنتي على الظالمين .
[ الحديث 1223 فيما أوحى اللّه إلى داود عليه السّلام ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، روى الشهيد الثاني في كتاب الاداب : أنّ في زبور داود عليه السّلام : قل لأحبار بني إسرائيل و رهبانهم : حادثوا من النّاس الأتقياء ، فان لم تجدوا فيهم تقيّا فحادثوا العلمآء ، فان لم تجدوا عالما فحادثوا العقلاء ، فان التقى و العقل و العلم ثلاث مراتب ما جعلت واحدة منهنّ في خلق و أنا اريد هلاكه .
هامش
مياسا روز و شب اندر مراحل * مشو موقوف و همراه رواحل
خليل آسا برو حقرا طلب كن * شبى را روز و روزى را بشب كن
برو اندر پى خواجه باسرى * تماشا كن همه آيات كبرى
دهد حق مر تو را هر چه تو خواهى * نمايندت همه اشياء كما هى
حقيقت كهربا ذات تو كاهى است * اگر كوه توئى نبود چه راهيست
تجلى چون رسد بر كوه هستى * شود چون خاك ره هستى ز پستى
گدائى گردد از يك جذبه شاهى * بيك لحظه دهد كوهى بكاهى( 1 ) 1222 - و نيز در همان كتاب و باب است كه ( محمد بن على بن الحسين بن بابويه در كتاب مجالس ) گويد حضرت صادق فرمود : خداوند بداود ( ع ) وحى فرستاد كه اى اى داود ، بسبب ( قرب ) من شاد و خوشحال باش ، و بوسيلهء ياد نمودن من لذت ببر و بواسطهء مناجات با من بهرهمند شو ، پس به همين زودى خانه ( دنيا ) را از گنهكاران خالى گردانم و لعنت و دورى از رحمت خود را بر ستمگران قرار دهم .
( 2 ) 1223 - و نيز در همان كتاب و باب است كه شهيد دوم در كتاب آداب روايت كرده كه در زبور حضرت داود ( ع ) است كه ( اى داود ) بگو بدانشمندان بنى اسرائيل و عابدهاى آنها كه با پرهيزكاران از مردم گفت و شنود نمائيد ، پس اگر در ميان ايشان پرهيزكارى نيافتيد با دانشمندان سخن گوئيد ، و اگر دانشمندى نيافتيد با خردمندان سخن گوئيد زيرا پرهيزكارى و خرد و دانش سه رتبه و مقامى هستند كه هيچ يك از آنها را در خلق و انسانى كه ارادهء هلاكتش را دارم قرار ندادم .