الخامس : أن لا يحملك ما حكى لك على التجسّس و البحث لقوله تعالى :
وَ لا تَجَسَّسُوا
.
السّادس : أن لا ترضى لنفسك ما نهيت النّمام عنه فلا تحكى نميمته فتقول فلان قد حكى لي كذا و كذا فتكون به نمّاما و مغتابا فتكون قد أتيت بما نهيت عنه .
[ الحديث 1134 اجتناب المحارم ]
في الكافي : ( كتاب الإيمان و الكفر ) باب « اجتناب المحارم » عن يونس عمّن ذكره ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : فيما ناجى اللّه عزّ و جلّ به موسى عليه السّلام يا موسى ! ما تقرّب إلىّ المتقرّبون به مثل الورع عن محارمي ، فانّي ابيحهم جنّات عدن لا اشرك معهم أحدا .
[ الحديث 1135 الغضب ]
و فيه أيضا : باب « الغضب » عن أبيحمزة الثمالي ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : إنّ هذا الغضب جمرة من الشيطان توقد في قلب ابن آدم و إنّ أحدكم إذا غضب احمرّت عيناه و انتفخت أوداجه و دخل الشيطان فيه ، فاذا خاف أحدكم
هامش
پنجم اينكه سخنان تمام ، تو را بر جويا شدن و بازرسى از اعمال كسى كه نمام از او سخنچينى نموده وادار نكند زيرا خداوند فرموده :وَ لا تَجَسَّسُوا( از اعمال و افعال پنهان مؤمنين تفتيش و بازرسى ننمائيد ) .
ششم آنكه عمل زشت نمام را كه وى را از آن نهى نمودى براى خود نپسندى و سخنچينىهاى او را به كسى ذكر ننمائى كه بگوئى فلانى براى من چنين و چنان نقل نمود ، پس به اين عمل خود سخنچين و غيبت غيبتكننده شوى و كار زشتى را كه از آن نهى كردى خود انجام بدهى .
( 1 ) 1134 - در كافى : ( كتاب ايمان و كفر ) باب « اجتناب از حرامها » از يونس از كسى كه او نامش را برد از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : در آنچه خداى با عزت و جلال هنگام مناجات حضرت موسى ( ع ) به او فرمود آنست كه اى موسى ! كسانى كه قرب ( رحمت ) مرا خواهانند و تقرب به من ميجويند به هيچ وسيلهاى بمقام قرب و گرامى بودن نزد من نائل و و اصل نگشتهاند كه آن وسيله مانند پرهيز و دورى نمودن از محرمات باشد ، پس همانا من باغهاى بهشت را به جهت اقامت و سكونت هميشگى به آنها مىدهم و كسى را با آنان شريك قرار ندهم .
( 2 ) 1135 - و نيز در همان كتاب : باب « غضب » از ابى حمزهء ثمالى از حضرت باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : همانا اين غضب ( كه بر انسان عارض مىشود ) پارهء آتشى است كه در اثر تسلط شيطان در درون قلب و جان پسر آدم بر افروخته ميگردد و البته هر كسى از شما هنگامى كه غضب مىكند چشمان او سرخ مىشود و رگهاى گردنش پر ميگردد