[ الحديث 1115 المسألة في القبر ]
و فيه أيضا : باب « المسألة في القبر » عن إبراهيم بن أبي البلاد ، عن بعض أصحابه ، عن أبي الحسن موسى عليه السّلام قال : يقال للمؤمن في قبره : من ربّك ؟
قال فيقول اللّه ، فيقال له ما دينك ؟ فقيول الإسلام ، فيقال له من نبيّك ؟ فيقول : محمّد فيقال من إمامك ؟ فيقول فلان ، فيقال كيف علمت بذلك ؟ فيقول أمر هداني اللّه له و ثبّتني عليه ، فيقال له : نم نومة لاحلم فيها نومة العروس ، ثمّ يفتح له باب إلى الجنّة فيدخل عليه من روحها و ريحانها فيقول يا ربّ عجّل قيام السّاعة لعلّي أرجع إلى أهلي و مالي ، و يقال للكافر : من ربّك ؟ فيقول اللّه ، فيقال من نبيّك ؟ فيقول محمّد فيقال ما دينك ؟ فيقول الإسلام ، فيقال من أين علمت ذلك ؟ فيقول : سمعت النّاس يقولون فقلته ، فيضربانه بمرزبة لواجتمع عليها الثّقلان الإنس و الجنّ لم يطيقوها
هامش
( 1 ) 1115 - و نيز در همان كتاب : باب « سؤال و جواب در قبر » از ابراهيم بن ابى البلاد از بعض اصحابش از حضرت موسى ( بن جعفر ) ( ع ) روايت شده كه فرمود : بمؤمن در قبرش گفته مىشود ( نكير و منكر دو فرشتهء سؤال در قبر به او ميگويند ) كيست پروردگار تو ؟ حضرت فرمود : پس ( مؤمن در جواب ) ميگويد خداوند است ، پس به او گفته مىشود دين تو چيست ؟ ميگويد اسلام است ، به او گفته مىشود پيمبر تو كيست ؟ ميگويد محمد ( ص ) است ، به او گفته مىشود كيست امام تو ؟ ميگويد فلان كس است ( ائمه عليهم السّلام را اسم ميبرد و ميگويد امامان من ايشانند ) پس به او گفته مىشود كه اين عقايد و مطالب را از كجا دانستى ؟ ميگويد امرى بود كه خداوند مرا بر آن هدايت و راهنمائى فرمود و بر آن ثابت و استوار قرار داد ، پس به او گفته مىشود بخواب خوابيدنى كه آشفتگى و پريشانى حال در آن نيست ( مانند ) خوابيدن عروس ، سپس براى او درى ببهشت بازگردد و نسيم و بويهاى خوش بهشت بر او ميرسد ، پس ميگويد اى پروردگار زودتر قيامت را برپا كن شايد بسوى اهل و خانواده و مال خود برگردم ( مراد از مال عوض انفاقاتى است كه در دنيا براى قرب به خداوند نموده ) و به شخص كافر ( در قبر ) گفته مىشود كيست پروردگار تو ؟
ميگويد خدا ، پس گفته مىشود كيست پيغمبر تو ؟ ميگويد محمد ( ص ) پس گفته مىشود چيست دين تو ؟ ميگويد اسلام ، پس به او گفته مىشود اين امور را ( كه در جواب سؤال و پرسشهاى ما گفتى ) از كجا دانستى ؟ ميگويد از مردم شنيدم كه چنين ميگفتند پس من هم آن را گفتم ( و كافر چون به خدا و بساير اصول عقايد اعتقاد ندارد و آنچه كه اظهار مىكند يا دروغ و يا از روى نفاق است ) پس دو فرشتهء سؤال او را با عمودى چنان ميزنند كه اگر جن و انس براى تحمل آن جمع شوند طاقت و توانائى بر آن نياورند ، حضرت