تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

[ الحديث 1080 دفع نزول العذاب في البلاد لوجود المؤمنين ]

و فيه أيضا : في ذلك المجلس ، عن مسعدة بن صدقة ، عن الصادق جعفر ابن محمّد ، عن أبيه ، عن آبائه عليهم السّلام أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : إنّ تبارك و تعالى إذا رأى أهل قرية قد أسرفوا في المعاصي و فيها ثلاثة نفر من المؤمنين ، ناداهم جلّ جلاله و تقدّست أسماؤه : يا أهل معصيتي لو لا من فيكم من المؤمنين المتحابّين بجلالي العامرين بصلاتهم أرضي و مساجدي و المستغفرين بالأسحار خوفا منّي لأنزلت بكم عذابي ثمّ لا ابالي .

[ الحديث 1081 حب المال و جمع الدينار و الدرهم و كنزهما ]

و فيه أيضا : في ذلك المجلس ، عن عكرمة ، عن ابن عبّاس قال : إنّ أوّل درهم و دينار ضربا في الأرض نظر إليهما إبليس فلمّا عاينهما أخذهما فوضعهما على عينيه ثمّ ضمّهما إلى صدره ثمّ صرخ صرخة ثمّ ضمّهما إلى صدره ثمّ قال : أنتما قرّة عيني و ثمرة فؤادي ما ابالي من بني آدم إذا أحبّوا كما أن لا يعبدوا و ثنا و حسبي من بني آدم أن يحبّو كما .
هامش
( 1 ) 1080 - و نيز در همان كتاب و مجلس : از مسعدة بن صدقه از حضرت صادق ( ع ) از پدر بزرگوارش از پدران بزرگوارانش عليهم السّلام روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : همانا خداوند تبارك و تعالى چون اهل شهرى را مشاهده فرمايد و به بيند كه در گناهان زياده روى ميكنند و در آن شهر سه نفر از مؤمنين باشند خداوند جل جلاله و تقدست اسماؤه ، ايشان را ندا كند كه اى كسانى كه مرا نافرمانى ميكنيد ( اى گنهكاران ) اگر نبودند در ميان شما مردمان با ايمان كه براى عظمت و بزرگى من با يك ديگر دوستىكنندگانند و به نماز خود زمين و مساجد مرا آبادكنندگانند ، و هنگام سحرها ( از گناهان خود ) به جهت ترس از من طلب آمرزش‌كنندگانند البته عذاب خود را بشما فرو ميفرستادم و بر خلاف مصلحت من نميشد . ( 2 ) 1081 - و نيز در همان كتاب و مجلس : از عكرمه از ابن عباس روايت شده كه گفت : همانا نخستين درهم و دينارى كه در زمين سكه زده شد شيطان به آنها نظر نمود و پس از بررسى آنها را برداشت و بر چشمان خود گذارد سپس بسينهء خود چسبانيد و فريادى ( از شوق ) كشيد و بار ديگر آنها را به سينه چسبانيد و گفت شما نور چشم من و ميوهء دل منيد ، از فرزندان آدم هر گاه شما را دوست بدارند باكى ندارم از اينكه بت را پرستش نكنند ، و مرا كفايت مىكند كه فرزندان آدم شما را دوست بدارند ( براى اغواء و گمراه نمودن آنها دوستى شما كافى و بس است ) .