تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

[ الحديث 708 استحباب شراء التّحف للعيال ]

في الوسائل : ( كتاب النكاح ) باب « استحباب شراء التّحف للعيال » عن ابن عبّاس قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها إلى عياله كان كحامل صدقة إلى قوم محاويج ، و ليبدء بالإناث قبل الذّكور ، فإنّ من فرّح إبنته فكأنّما إعتق رقبة من ولد إسماعيل « الحديث » .
هامش
نزدم و فرمايش حضرت به آن مرد « اعقلها ثم توكل » عقال نما و پابند بزن شتر خود را پس از آن توكل نما ، با توكل زانوى اشتر ببند ، اين مطلب را كاملا روشن و واضح مينمايد ، و از آنچه در اين مقام مختصرا ذكر شد مراد از حديث « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » ظاهر مىشود ، زيرا سعى و كوشش در تحصيل مقدمات و شرايط و تكميل اسباب را آدمى با قوى و اعضاء و جوارحى كه خالق عالم بوى مرحمت نموده اختيارا انجام ميدهد ، ليكن ترتب اثر و بدست آوردن نتيجهء عمل انسانى چون متوقف بر امور دقيقهء ديگر و بعض شرائط خفيه و رفع موانع مىباشد كه همهء آنها مكنون در علم خداوند است پس فراهم آمدن آنچه ذكر شد منحصر باراده و مشيت حق سبحانه خواهد بود ، چنانچه در قرآن مجيد فرموده :وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِيعنى هر كس توكل به خداوند كرد و مغرور بقدرت و توانائى خويش نشد ، پروردگار كار او را به نتيجه مىرساند .پله پله رفت بايد سوى بام * هست جبرى گشتن اينجا طبع خام پاى دارى چون كنى خود را تو لنگ * دست دارى چون كنى پنهان تو جنگ سعى شكر نعمت قدرت بود * جبر تو انكار اين نعمت بود شكر نعمت نعمتت افزون كند * كفر نعمت از كفت بيرون كند( 1 ) 708 - در وسائل : ( كتاب نكاح ) باب « استحباب خريدن تحفه‌ها براى عيال » از ابن عباس روايت كرده كه پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : كسى كه در بازار داخل شود و متاع و تحفه‌اى خريدارى نمايد پس آن را ببرد براى خانوادهء خود ، مانند شخصى است كه صدقه‌اى را ببرد و بدهد بگروه و جمعيتى كه محتاج و نيازمند به آن باشند ، و بايد در پخش و قسمت آن تحفه دختران و زنان را مقدم دارد بر مردان و پسران ، پس همانا كسى كه خوشحال و مسرور نمايد دختر خود را مانند آنست كه بنده و غلامى از اولاد اسماعيل را در راه خدا آزاد كرده باشد ( اولاد حضرت اسماعيل عليه السّلام آزاد بودند ، پس مقصود اين است كه اگر فرض شود كه ايشان بنده ميشدند ، در ثواب براى چنين كسى اجر آزادى آنان بود ) .