تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
سنان ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : أيّما عبد أقبل قبل ما يحبّ اللّه عزّ و جلّ أقبل اللّه قبل ما يحبّ ، و من اعتصم باللّه عصمه اللّه ، و من أقبل اللّه قبله و عصمه لم يبال لو سقطت السّماء على الأرض أو كانت نازلة نزلت على أهل الأرض فشملتهم بليّة ، كان في حزب اللّه بالتقوى من كلّ بليّة ، أليس اللّه عزّ و جلّ يقول :
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ
.

[ الحديث 707 إنّ الغنى و العزّ يجولان ، فإذا ظفرا بموضع التوكّل أوطنا ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن عبد الرحمن بن كثير ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إنّ الغنى و العزّ يجولان ، فإذا ظفرا بموضع التوكّل أوطنا .
هامش
بن سنان از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرموده : هر بنده‌اى از بندگان خداوند كه روآورد جانب آنچه كه خدا آن را دوست ميدارد خداى با عزت و جلال توجه فرمايد طرف آنچه كه آن بنده دوست دارد آن را ( هنگامى كه بنده بعبادات و فرمانبردارى خدا توجه نمايد و رو آورد خداوند هم امور او را اصلاح فرمايد و حوائجش را برآورد ) و كسى كه از خدا طلب نگهدارى كند خدا حفظ ميفرمايد او را ، و كسى را كه خداوند به او توجه فرمايد ( يعنى نظر رحمت به او نمايد ) و او را نگاهدارى و حفظ كند ، باكى نيست اگر فرضا آسمان فرود آيد بر زمين و يا بلا و آفتى بر اهل زمين برسد و بلا همه را فرا گيرد ، او در دسته و گروه ( دوستان ) خدا است ، و بواسطهء سرمايهء تقوى و پرهيزكارى از هر گرفتارى و بلائى در حفظ و حراست خداوند مىباشد ، آيا خداى با عزت و جلال نفرموده كه همانا پرهيزكاران در جايگاهى هستند كه امن و امان است ؟ ( 1 ) 707 - و نيز در همان كتاب و باب : از عبد الرحمن بن كثير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده : همانا ثروت و بىنيازى و شرافت و آبرومندى ( مانند شخص مسافر ) در سير و حركت مىباشند ، پس هنگامى كه بموضع و قلبى كه توكل در آن باشد برسند در آنجا زيست و منزل كنند . مقصود از توكل اين نيست كه سعى و كوشش در امور و تحصيل اسباب و شرايط عادى آنها ننمايد و تدبير و فكر در بارهء آنها را يكسره بكنار بگذارد ، بلكه امور نامبرده و هر چه را كه حوايج بر آن توقفى دارد بايد انجام دهد و اعتماد و اطمينان شخص در رسيدن به مقصود و حاجت خود تنها به خدا و فضل او باشد ، و حكايت شكايت صاحب مزرعه از شتر دارى به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و پرسش حضرت كه بچه جهت شتر خود را عقال ننمودى و پابند نزدى ، و جواب آن مرد كه عرض كرد توكل من باعث شد كه پابند
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 393 | ميرزا أحمد الآشتياني