[ الحديث 603 معنى الزهد ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( اعلام الدين ) و قال صلّى اللّه عليه و آله و سلم : الزّهد ليس
هامش
چون سيه شد ديگ از تأثير دود * بعد از آن بر وى كه بيندرنگ دود
مرد آهنگر كه او زنگى بود * دود را با روش همرنگى بود
مرد رومى چون كند آهنگرى * رويش ابلق گردد از دود آورى
پس بداند زود تأثير گناه * پس بنالد زار و گويد كاى إله
چون كند اصرار و بد پيشه كند * خاك اندر چشم انديشه كند
توبه ننديشد دگر شيرين شود * بر دلش آن جرم تا بيدين شود
آن پشيمانى و يا رب رفت از او * ماند بر آئينه زنگ تو به تو
آهنش را زنگها خوردن گرفت * گوهرش را زنگ كم كردن گرفت
چون نويسى كاغذ اسپيد بر * آن نوشته خوانده آيد در نظر
چون نويسى بر سر به نوشته خط * فهم نايد خواندنش گردد غلط
كان سياهى بر سياهى اوفتاد * هر دو خط شد كور و معنى رو نداد
ور سوم باره نويسى بر سرش * پس سيه كردى تو جان كافرش
پس چه چاره جز پناه چارهگر * نااميدى مس و اكسيرش نظر
نااميديها به پيش او نهيد * تا ز درد بىدوا ايمن شويد
چون شعيب اين نكتهها با او بگفت * زان دم جان در دل او گل شكفت
جان او بشنيد وحى آسمان * گفت اگر بگرفت ما را كو نشان
گفت يا رب دفع من ميگويد او * آن گرفتن را نشان ميجويد او
گفت ستارم نگويم رازهاش * جز يكى رمزى براى ابتلاش
يك نشانى آنكه ميگيرم ورا * آنكه طاعت دارد و صوم و دعا
از نماز و از زكات و غير آن * ليك يك ذره ندارد ذوق جان
مىكند افعال و طاعات سنى * ليك يك ذره ندارد چاشنى
طاعتش نغز است و معنى نغز نى * جوزها بسيار و در وى مغزنى
ذوق بايد تا دهد طاعات بر * مغز بايد تا دهد دانه ثمر
دانهء بىمغز كى گردد نهال * صورت بيجان نباشد جز خيال
جان بىمعنى در اين تن بىخلاف * تيغ چوبين را بود اندر غلاف
تيغ چوبين را مبر در كار زار * بنگر اول تا نگردد كار زار( 1 ) 603 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از اعلام الدين ) نقل شده است كه آن حضرت فرمود . نيست زهد ( يعنى اعراض و كنارهگيرى از دنيا ) به حرام كردن حلال بر خود ،