( التوحيد ) عن محمّد بن عبيد ، قال : دخلت على الرّضا عليه السّلام فقال لى : قل للعبّاسى يكفّ عن الكلام في التّوحيد و غيره و يكلّم الناس بما يعرفون و يكفّ عمّا ينكرون ، و إذا سألوك عن التّوحيد ، فقل كما قال اللّه عزّ و جلّ : «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
» و إذا سألوك عن الكيفيّة ، فقل كما قال اللّه عزّ و جلّ : «
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
» و إذا سألوك عن السّمع ، فقل كما قال اللّه عزّ و جلّ : «
هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
» كلّم الناس بما يعرفون .
هامش
از محمد بن عبيد نقل شده كه گفت وارد شدم بر حضرت رضا عليه السّلام پس به من فرمود : به عباسى بگو ( بطورى كه از وحيد بهبهانى نقل شده او هشام بن ابراهيم البغدادى المشرقى است كه مورد وثوق است ) خوددارى كند از بيانات مشكلهء علميه در توحيد ( حق ) و غير آن ( از ساير مطالب كلامى ) و سخن بگويد با مردم به ميزان شناسائى ايشان ، و باز دارد خود را از آنچه مردم باور ندارند ( يعنى از مطالب عاليهاى كه فهم مردم از رسيدن به آنها كوتاه است خوددارى كند ) و زمانى كه از يگانگى خداوند از تو پرسيدند ، پس بگو همانطور كه خداى با عزت و جلال فرموده :قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌو چون از چگونگى خداوند پرسيدند ، پس بگو همچنان كه خداوند با عزت و جلال فرموده :لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ( مانند او چيزى نيست ) و هنگامى كه از شنوائى حق از تو پرسيدند ، پس بگو همچنان كه خداى با عزت و جلال فرموده :هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ( او شنواى دانا است ) سخن كن با مردم بطورى كه باور ميكنند ( يعنى بطورى كه بتوانند باور كنند ) .
بيان : «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» يعنى خداوند يكى و يگانه و ذات مقدسش بسيط است يعنى مركب از دو جزء يا بيشتر نيست و نظير و مانند براى او نباشد ، چون خداوند حقيقت هستى و نور صرف است چنانچه در روايات بعد بيايد كه ذات خداوند حقيقت هستى مجرد از ماهيت و ظلمت است و هر چه غير او است از اشعهء ذات خداوند است كه تابش بر ماهيات موجودات كرده .اللَّهُ الصَّمَدُيعنى ذات مقدس خداوند مثل ماهيات موجودات كه در حد ذات خود خالى از وجود و تاريكند و استعداد براى اخذ نور وجود دارند نباشد ، زيرا ذات مقدس خداوند محض وجود صرف و نور حقيقى بوده و ظلمت ماهيت در او نيست .لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْيعنى ذات مقدسش قديم و مسبوق بمادهاى نميباشد و از ذات مقدسش كه حقيقت هستى و وجود صرف است چيزى در نميآيد و از چيزى در نيامده